تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
آن سردسير است [ مايل به اعتدال است ] « 1 » . آب رود دارد و خوشگوار است امّا حومه و قراى « 2 » آن بيشتر « 3 » خراب است .

حفرك « 4 » و تالى « 5 »

ديهى بزرگ است « 6 » و تالى و مرغدارى است . طول او « 7 » پنج شش فرسنگ باشد « 8 » و هواى آن سردسير است و نخجيرگاه است . آب از رود دارد . و ديه خوار هم آنجاست و قلعه‌اى دارد معروف به قلعهء خوار .

صاهه « 9 » و هراه

دو شهركند . هواى آن معتدل « 10 » ، و آب روان اندك است . ( از صاهه « 11 » آهن و فولاد خيزد كه از آن تيغهاى خوب سازند ) « 12 » .

بوّان و مروست « 13 »

بوّان شهركى است . ميوهء بسيار دارد ، چنان كه اشجار مثمره بر طريق جنگل شده است . به اعمال كرمان نزديك است و هواى آن قريب اعتدال « 14 » است .

( مائين « 15 » ) « 16 »

شهركى است در ميان كهستان افتاده در زير گريوه « 17 » و سر راه است و سردسير است
هامش
( 1 ) با ، گ ، مل ندارند . ( 2 ) اساس : قريه . ( 3 ) گ : بيشترى . ( 4 ) اساس : حفر كه . گ : خفرك . ( 5 ) با : تايى . در فارسنامه : خبرك و قالى . ( 6 ) با ، گ : ديهى است بزرگ . ( 7 ) با ، گ ، مل : آن . ( 8 ) مل : است . ( 9 ) با : صامه . مل : صاببه . ( 10 ) مل ندارد . ( 11 ) مل : صابيه . ( 12 ) اين عبارت را اساس ندارد . در اساس از اينجا عبارت مربوط به عنوان بوان و مروست آمده است . ( 13 ) اين عنوان در اساس ، بالاى مطلب مربوط به مائين قرار گرفته است . ( 14 ) مل : قريب الاعتدال . ( 15 ) مل : ما بين . با : نائين . ( 16 ) اساس ندارد . ( 17 ) با ، گ : كره . مل : كوه .
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 113 | عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو ) / صادق سجادى