كربال بالائين و زيرين
سه بند بر رود كر بستهاند و بر آن نواحى آب نشانده و بعضى سردسير و بعضى گرمسير . و در آن نواحى برنج « 1 » بسيار كارند و خوب آيد . بالاى آب را كربال بالائين ، و شيب آب را كربال زيرين گويند و قصبهء آن خرّمه است و ذكر آن گذشت .
ديه مورد و رادان
دو ديه است نزديك بوّان « 2 » ، و هواى آن سردسير است . و در اين ديه مورد بسيار است « 3 » و آن را قرية آلاس نويسند و هر دو آبادان است .
ابرج
ديهى بزرگ است . در پايان « 4 » كوهى افتاده [ و اين كوه ] « 5 » پناه ايشان است و سراسر خانها در آن كندهاند . و آبى از سر آن كوه در مىافتد بسيار ، و آب آن ناحيت از اين است .
خبرز و سروات
شهركى است و نواحى بسيار دارد و هواى آن سردسير است معتدل و آبهاى « 6 » روان دارد و چشمسار ؛ و از هر نوع ميوه بسيار باشد . و حومهء او « 7 » جامع و منبر دارد .
كورت دارابجرد
اين كوره منسوب است به داراى بزرگ پسر بهمن بن اسفنديار بن گشتاسب .
دارابجرد ، دار ابن بهمن « 8 » بنا كرده است . شهرى مدوّر ، چنان كه به پرگار كردهاند و حصارى محكم در ميان شهر ، و خندقى كه به آب رسانيدهاند و چهار دروازه بر اين حصار « 9 » است .
هامش
( 1 ) با : ترنج .
( 2 ) همه نسخهها : توان . تصحيح قياسى است .
( 3 ) با ، گ ، مل : باشد .
( 4 ) با : پائين .
( 5 ) فقط در اساس .
( 6 ) با : آب .
( 7 ) با ، گ ، مل : آن .
( 8 ) با : داراى بهمن .
( 9 ) اساس : حصارك .