اصول فقه با مباحث فلسفى است . پيشتر در بين شمارى ديگر از فقيهان فلسفهخوان و فلسفهدان ، بين مباحث فلسفى و اصولى اختلاطى به وجود آمده بود امّا در انديشهء مرحوم آخوند خراسانى اين تلاقى عمق بيشترى يافت و بسيارى از مباحث فلسفى راهى به سوى اصول فقه پيدا كردند . اين پديده ، هم مباحث اصولى را با دشوارى مواجه كرد و هم در مواردى به بنبستهايى جدّى منجر شد . اين كه چنين اختلاطى براى دانش اصول مفيد بود و يا مضر از جمله مباحثى شد كه تعدادى از اصوليان در بارهء آن اظهار نظر كرده و به نقد و بررسى پرداختند . امروزه تا حدودى زيانمند بودن اين اختلاط پذيرش عام پيدا كرده است . تفاوتگذارى بين امور واقعى كه قلمرو فلسفه است با مقولهء انديشهگرى محض از سويى ، و بين هر دو اين مقولهها با امور قراردادى كه قلمرو قانون و فقه است ، مبانى لازم را براى دفاع از تصفيهء دانش اصول از مباحث فلسفى در اختيار طرفداران جداسازى اصول از مباحث فلسفى قرار داده است . در هر صورت ، چه خلط مزبور را نيكو تلقّى كنيم و چه آن را زيانمند به دانش اصول بدانيم ، مرحوم آخوند خراسانى به خاطر پس زمينههاى آموزشى فلسفى ، اين اختلاط را در دانش اصول انجام داد .
امتياز و به تعبير دقيقتر تفاوت ديگر مرحوم آخوند خراسانى در دانش اصول فقه ، ايجاد جايگاه ويژه براى مباحث الفاظ بود . پيش از وى استادش مرحوم شيخ انصارى با عمق بخشيدن به مباحث اصول عمليه تحوّلى در خور در اين دانش به وجود آورد و كاركردهاى بسيارى براى اصول عمليه در دانش فقه گشود ، به گونهاى كه مىتوان گفت پس از مرحوم شيخ انصارى ، اصول عمليه پرنقشترين ابزار براى استنباط احكام شرعى شد . بررسى آراى فقهى فقيهان به خوبى نشان مىدهد كه اصول عمليه در استنباط احكام شرعى بسيار پر رنگ است و همه اين پر رنگى مديون نوآورىهايى است كه مرحوم شيخ انصارى دراين دانش داشتند . مرحوم آخوند خراسانى همين نقش را در پر رنگ كردن مباحث الفاظ در دانش اصول داشت . امروزه
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 429
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص٤٢٩