تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
با حضور مباحث هرمنوتيك در دانش‌هاى تفسيرى و استنباطى ، اهميت كار مرحوم آخوند خراسانى در پر رنگ كردن مباحث الفاظ در دانش اصول فقه ، بيشتر قابل درك است . دانش فقه ، در حقيقت به نوعى در حوزهء دانش‌هاى هرمنوتيك وتفسيرى قرار مىگيرد ؛ زيرا در اين دانش ، محقّق در پى فهم مراد شارع از تعابير و واژه‌هايى است كه از تبيين‌كنندگان شرع به جا مانده است . اين كه شارع از تعابيرى كه داشت چه چيزى را اراده كرده است و ما پس از قرن‌ها چگونه بايد مراد وى را فهم كنيم ، پيوند تامّى با مقولهء تفسير الفاظ و تعابير دارد . از اين رو ، دانش اصول فقه را كه در پى تنظيم و ارائه راه‌هايى براى فهم مراد شارع است ، با عمق و استوارى بيشترى با مباحث الفاظ گره مىزند . و البته ابتكار مرحوم آخوند خراسانى در برجسته كردن مباحث الفاظ در دانش اصول فقه بسيار مهم و قابل تقدير است . اين ابتكار آخوند ، بر خلاف بحث پيشين كه از سوى مخالفان اختلاط فقه و فلسفه مورد نقد قرار گرفت ، از استقبال خوبى برخوردار گشت . به نظر مىرسد اين ابتكار بعد از اين توجّه بيشترى را به خود جذب كند و افزون بر پژوهش‌گران دانش فقه ، از سوى زبان‌شناسان و نيز علاقه‌مندان به مطالعات هرمونتيك هم مورد توجّه قرار گيرد . مرحوم امام خمينى نيز با توجّه به شاگردان بسيارى كه تربيت كرد و نيز ديدگاه‌هاى قابل توجّهى كه در مباحث اصولى داشت ، از سوى محقّقان اين حوزه مورد توجّه قرار گرفته است . ديدگاه‌هاى وى در آثار مكتوب خودش و نيز در تقريراتى كه شاگردانش از درس‌هاى وى داشتند منعكس شده است . شايد مهم‌ترين امتياز و نقطه عطف در مبانى اصولى وى ، تفكيكى است كه وى بين مباحث اصولى و مباحث فلسفى داشتند . اين تفكيك امرى لازم بود و موجب بازگشت مباحث اصولى به جايگاه خود مىشد . تفكيك بين حوزهء امور اعتبارى و مقدّمات و ملازمات آن با حوزهء امور واقعى و مقدّمات و ملازمات آن ، تحقيقات را در هر دو حوزه تسهيل مىكرد و افزون بر ساده‌سازى فهم مباحث اصولى ، دست‌يابى به مقصود شارع را نيز