دليل ديگر نويسنده بر اصالت مطالب منقول از شيخ آقابزرگ تهرانى ، حافظهء حيرتآور ايشان است . وى كتاب الذريعه و طبقات « 1 » را دليل روشنى بر حافظهء نيرومند آقابزرگ دانسته ، مىنويسد : « ايشان مطالب بسيار بىاهميت را هم فراموش نمىكردند . طبيعى است كه مطالبى به آن درجه از اهميت را كه از زبان بزرگترين استاد خود و اعلم علماى عصر شنيده . . . فراموش نمىكند » . « 2 »
نكتهء مهمّى كه در بارهء كتاب ديدگاههاى آخوند خراسانى و شاگردانش ، بايد دانست اين است كه نويسندهء آن گواهى مىدهد كه « من هيچ نكتهاى - و حتى هيچ مستندى اعم از آيه و روايت و شعر و ضرب المثل و . . . بر محتواى آن چه از شيخ آقابزرگ و بزرگان ديگر شنيدهام ، نيفزودهام . امّا در تنظيم و تحرير و فصلبندى مطالب و انشاى عبارات و به كارگيرى واژهها و تعبيرات ، شيوهء خود را داشتم و دخل و تصرّف من در شنيدههاى خود به هنگام تحرير آنها ، در همان حدّى است كه در نقل از تلگرافها و نامههاى آخوند و در نقل از كتابهايى همچون انصافيه و تنبيه الامّة و اللئالى المربوطه « 3 » و منابع مربوط به مدرّس و . . . روا شمردهام » . « 4 »
مؤلّف محترم كتاب ، براى مستندسازى و اعتباربخشى به نقلهاى خود از شيخ آقابزرگ تهرانى ، ديدگاههاى ديگر شاگردان آخوند را كه مكتوب و در كتابها مضبوط است ، در گفتار دوم كتاب مىآورد ؛ تا از اين رهگذر بر آن چه از آقابزرگ نقل مىكند ، صحّه بگذارد . بدين رو « گفتار دوم اين دفتر ، به فصولى چند اختصاص يافته است كه در خلال مطالب آنها ، انعكاس نظريات اصلاحى آخوند خراسانى در نوشتهها و گفتههاى شاگردان و همفكران وى آشكار است و حتى در پارهاى موارد ، آن چه را او
هامش
( 1 ) . طبقات ألاعلام شيعه ، پنج جلد ، با مقدّمه ، تعليقات ، فهرستها و تصحيح فرزند ايشان ، على نقى منزوى
( 2 ) . همان ، ص 39
( 3 ) . اللئالى المربوطة فى وجوب المشروطة ، نوشتهء اسماعيل محلاتى است كه نگارش آن در سال 1326 به پايان رسيده است
( 4 ) . همان ، ص 40