تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
فراهم آوردم كه شانزده قسمت از آنها را به صورت سلسله مقالات تنظيم كردم تا در آن مجلّه چاپ بشود . ولى به دلايلى ( از جمله اعتراض به طرح هم‌دلانهء مشروطه ) ادامه نيافت » . « 1 » « در لابه‌لاى مطالبى كه آخوند خراسانى مطرح كرده ، به بسيارى از رويدادهاى تاريخى و نكاتى از سيره و احاديث و اقوال محدّثان و مفسّران و . . . اشاره شده كه من كوشيدم براى غالب آنها يك يا چند منبع بياورم » « 2 » . « برخى از كسانى كه بخش‌هايى از اين كتاب را خوانده‌اند ، گفته‌اند كه اين حرف‌ها به آخوند خراسانى و به روزگار او نمىخورد و مال روزگار ماست . . . من نمىدانم آنان چرا نگاهى به بيانيه‌ها و تلگراف‌هاى منتشرشدهء آخوند كه بسيارى از همين‌گونه سخنان را در بردارد ، نمىافكنند ؟ « 3 » و چرا حواشى عربى او را بر نظريهء " وجوب تفويض حكومت به علماى دين " كه در تعليقهء عربى چاپ‌شدهء او بر مكاسب آمده است ، ملاحظه نمىفرمايند » . « 4 » در اين جا نويسندهء محقّق ، براى اثبات اصالت نوشته‌هاى خود كه منبع شفاهى دارد و براى رفع استبعاد از آنها ، به برخى انتقادهاى مشابه از زبان علماى پيشين ، از جمله مرحوم نراقى در معراج السعاده و طاقديس ، اشاره مىكند و نقدهاى آخوند را بر هم‌صنفان خود ، ملايم‌تر از انتقادات نراقى مىخواند . « 5 » در فصول پايانى كتاب نيز ، ضمن نقل سخنانى از ملا عبد الرسول مدنى و شيخ اسماعيل محلاتى ، ميرزاى نايينى و شهيد مطهرى ، روند خود انتقادى را در حوزه‌هاى علميه ، معمول و سنّت حسنه مىشمارد . « 6 »
هامش
( 1 ) . ديدگاه‌هاى آخوند خراسانى و شاگردانش ، ص 32 ( 2 ) . همان ، ص 35 ( 3 ) . در فصل دوم و سوم از گفتار اوّل همين كتاب ، نمونه‌هاى فراوانى از بيانيه‌ها و پيام‌ها و تلگراف‌هاى آخوند خراسانى آمده است . نويسنده ، با ذكر اين نمونه‌ها در پى آن است كه ثابت كند مكتوبات تاريخى آخوند با آن چه ايشان از آقابزرگ شنيده‌اند ، فرقى ندارد . براى آشنايى بيشتر با مكتوبات سياسى آخوند ، ر . ك : سياست‌نامهء خراسانى ( قطعات سياسى در آثار آخوند ملامحمّد كاظم خراسانى ، صاحب « كفايه » ) ، محسن كديور ، كوير ، 1387 ( 4 ) . ديدگاه‌هاى آخوند خراسانى و شاگردانش ، ص 35 ( 5 ) . همان ، ص 37 ( 6 ) . در فصل‌هاى اوّل تا هشتم گفتار دوم ؛ يعنى از ص 705 تا پايان كتاب