خوارجى از بين رفتنى نيست و در اصلاب مردان براى هميشهء تاريخ وجود خواهد داشت . بنا به گزارش آقاى نجفى قوچانى ، مرحوم آخوند خراسانى در يكى از سخنرانىهاى خود به رنجى كه وى در دوران نهضت مشروطه متحمّل شده است چنين اشاره مىكند : « نه آنها ملتفت هستند و نه شما كه من چه خون جگرها كشيدهام و مىكشم . اين كه مىبينيد مىآيم درس مىگويم و مىروم مجرد صورت هستم ، دستى از دور بر آتش داريد . در استراحت هستيم ؟ ! و اللَّه ، دل نمانده است براى ما . حال ، گذشته از زحمات من براى آنها . آخر نمى بينيد كه سب و لعن من و كليهء اهل علم چگونه در اراذل و جهّال شيوع داده شده و از آن طرف ، متّصل شش نفر و هشت نفر از طهران براى قتل من روانه مىشود و از اين طرف هم سلطان عثمانى احساس مخالفت از او مىشود و از اين رو حكومت عثمانى مرا در مضيقه گرفته حتى منع نموده كه در اين باب قلم روى كاغذ نگذارم » . « 1 »
انگيزهء ديگرى كه آقاى قوچانى براى تأليف اين نوشته مىآورد نيز بسيار حائز اهميت است . وى مىنويسد : « دوم آن كه باز كسانى كه در معناى مشروطيّت به اشتباه افتادهاند و مشروطه را با بابيّت مساوى مىدانند ، بدانند كه غرض از مشروطه شدن دولت ، نيست به جز حفظ مملكت و آبادى آن و تأمين بلاد و رفع ظلم از عباد و رواج امربه معروف و نهى از منكر . و معلوم شود كه اين اساس صد درجه نزديكتر به دين اسلام است از دورهء استبداديه ، چنانچه از تلگرافات و كلمات حكيمانهء اين عالم جليل ، معلوم مىشود . و اين اغتشاشات حاصله كه در اذهان عوام استناد آن را به اين اساس ، جاگير و به اين واسطه ، مستند به اين بزرگوار مىنمودند ، از قبيل اسناد قتل عمّار است به علىّ بن ابى طالب عليه السلام » . « 2 »
انتساب هر حركت اصلاحى به جريانى مبغوض براى لكّهدار كردن آن و از بين
هامش
( 1 ) . همان ، ص 59
( 2 ) . همان ، ص 10