وى در انگيزهء نگارش كتاب ، به سه نكته اشاره مىكند كه همهء آنها نكاتى مفيد و قابل توجّه هستند . وى دليل نخست اين اقدام را مظلوميت مرحوم آخوند معرّفى مىكند و مىنويسد : « چون اين آية الهيه ، بسيار مظلوم و مجهول القدر گشت به واسطهء تبليس مدلّسين و مشتبه نمودن ارباب غرض از آن ، عامّهء ناس را در حق اين بزرگوار خواستم تا مگر معرفتى به احوال اين مرد به جهت عامّه پيدا شود و درجات و زحمات و صدمات او در راه دين به يك اندازه معلوم گردد . و معلوم شود كه چه قدر خون جگر خورده و در مقام خيرخواهى مسلمين از جهت دين و دنيا كه از خود و مال و اولاد گذشته به جهت استراحت آنها ، و آنها كوركورانه تيشه به ريشهء خود زده در مقام هتك و بدگويى آن جناب برآمده » . « 1 »
از اين عبارت مرحوم آقا نجفى قوچانى پيداست كه فضاى سياسى عليه مرحوم آخوند در حوزهء علميّه نجف بسيار سنگين بود . شرايط دشوارى به وجود آورده بودند و تودههاى مردم را عليه وى برانگيخته بودند . اين نكته از سويى عمق خشك انديشهء شمارى از حوزويان را نشان مىدهد و از سوى ديگر گسترهء تيز بينى مرحوم آخوند را مىنماياند كه در چنين شرايطى خود را كنار نكشيده بود و به خود هراس راه نداده بود . توجّه به موقعيت مرحوم آخوند پيش از ورود به مقولهء مشروطه و گزارش هتك حرمت و بى ادبى تودهها آن گونه كه در اين گزارش آمده است ، گوياى قدرت مخالفان مرحوم آخوند در بسيج تودههاى ناآگاه است . همواره افرادى كه در پى ايجاد موج و سوارى بر آن هستند ، دين را ابزارى براى اين مقصود قرار مىدهند و اهداف خود را در سايهء دين و تقدّس پنهان مىكنند . جريان مشروطه و هتك حرمت بزرگانى چون آخوند خراسانى و جريانهاى مشابه آن كه بعدها در تاريخ ايران اتّفاق افتاده و مىافتد ، به خوبى صدق سخن على بن ابى طالب را نشان مىدهد كه خوارج و انديشهء
هامش
( 1 ) . همان ، ص 9 و 10