اختلاف نظر حاصل از اين حادثه در بين فقيهان به طور خاص و در بين عموم مسلمانان ايران به طور عام ، چنان عميق بود كه به پاى آن شمارى از مسلمانان بنا بر خواست و تمايل مسلمانان ديگرى جان باختند و هر دو جريان همواره خود را بر حق دانسته و سمت ديگر را ناحق شمردند . در اين حادثه ، فقيهى به فتواى روحانى ديگرى به پاى دار رفت و در پايين دار شمارى ستايش خداوند را به جاى آوردند كه فقيه طرفدار ديكتاتورى اعدام شد و شمارى ديگر ناله سردادند كه فقيهى كه نايب امام عصر بود به نشان استيلاى كفر كه نماد آن غرب بود ، به دار آويخته شد . اين كه چه كسى برحق بود و سخن كدام طرف موافق دين و آموزههاى دينى بود و خواست و ارادهء كدامين گروه به نفع مردم ايران بود ، هنوز هم در هالهاى از ابهام است و در هر جريان سياسى كه در كشور به وجود مىآيد نام مشروطه و گروهبندىهاى موجود دوباره زنده مىشود و در پاى هر كدام از اين بيرقها شمارى سينه زنند . و به تعبير ديگر ، مشروطه به پيراهن عثمانى تبديل شده است كه همواره هر دو گروه سياسى در هر حادثهاى آن را برافراشته مىكنند و به سربازگيرى مىپردازند . مشروطه در ايران تبديل به ققنوسى شده است كه هر از چند گاهى بر خاكستر آن مىوزد و از درون آن پرندهاى ديگر سر بر مىآورد و بر بام اين سرزمين به آوازخوانى مىپردازد . حاكميت ديكتاتورى بعد از جريان مشروطه با نام مشروطه ، موجب شد بسيارى از اسناد و مدارك آن يا از بين برود و يا از ترس و بيم پوشيده بماند . غوغاسالارى مخالفان و موافقان مشروطه همواره موجب شده ترسى پنهان بر ذهن و جان پژوهشگران حاكم باشد و افراد به خودسانسورى گرفتار آيند و نتوانند به درستى آن حادثه را بازخوانى كنند . با آن كه ساليان بسيارى از زمان وقوع حادثهء مشروطه مىگذرد امّا اگر نتيجهء تحقيق محقّقى به تأييد مشروطه منجر شود ، نويسندهء آن از سوى مخالفان كنونى مشروطه كه خود را زير سايهء ديندارى پنهان كردهاند مورد تهاجم قرار مىگيرد و اگر نتيجهء تحقيق به تنقيص مشروطه منجر گردد ، موافقان كنونى مشروطه كه خود را زير
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 400
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص٤٠٠