( مشروطه ) و ظالمه ( استبدادى و سلطنت ) . بنا بر اين ، بر طبق عقل و منطق ، حكومت عادله ، ارجح و اصلح است بر حكومت ظالمه . آخوند با اين نگاه منطقى ، به دفاع تمام عيار از مشروطه برخاست و هرگز از عملكرد خود عدول نكرد و دست نكشيد . خود وى در ابتداى همين نامه ضمن بر شمردن اقدامات ، احكام و فتاوايش در حمايت از مشروطه تا آن هنگام ، به استمرار و تداوم اين حمايت اشاره دارد . او مىنويسد : همانگونه كه پيش از اين گفته و عمل كرده اكنون نيز « كلمهاى - بحمداللَّه - كوتاهى و فروگذارى نشده كه هر كه بخواهد به همان احكام سابقهء ابتدائيه و جوابيهاى كه صادر شده ، رجوع يابد » . بدين سان به نظر مىرسد نمىتوان تحليلهاى ارائه شده در اين مصاحبهها را مبنى بر ناآگاهى آخوند از ماهيت واقعى مشروطه ، تأثيرپذيرى او از اطرافيان ، عدم اختلافات جدّى با سلطنتطلبان ، پشيمانى از حمايت از مشروطه در اواخر عمر و . . . به آسانى پذيرفت .
با وجود اين ، يكى - دو نفر از مصاحبهشوندهها با نگاهى متفاوت با ديگر مصاحبهها ، در بارهء آخوند قضاوت كردهاند كه خوانندهء كتاب با خواندن آنها مىتواند با نگاههاى ديگرى كه در ديگر مصاحبهها در مورد آخوند عنوان شده است را بيابد . از سياق گفتار اين چند مصاحبه بر مىآيد كه مصاحبهشوندهها مسلماً با تفكّر سياسى - دينى آخوند آشنايى داشتهاند : « آقاى آخوند ، انسان روشن و روحانىاى بود كه ديد وسيعى داشت و مىخواست واقعيت حكومت اسلام را بيان نمايد . عقيدهء او اين بود كه نظارت ملّت ، دخالت و مشاركت ملّت ، واقعيتى است كه در حكومت اسلامى مدخليت دارد . اين واقعيت در حكومت امير المؤمنين عليه السلام هم بود . بعد از اين كه مردم با او بيعت كردند ، اعلان حكومت كرد » ( ص 332 ) . در اين ميان ، مصاحبه با اكبر ثبوّت كه به انضمام نوشتههايى از او در پاسخ به ايرادات مخالفان مشروطه است ، كمبود ديدگاههاى ديگر را در قبال مواضع آخوند - در برابر اكثريت ديدگاههاى درج شده - تا اندازهاى جبران نموده است . در اين مصاحبه ، با اشاره به هدف اصلى مخالفان مشروطه در ضدّيت با آخوند ، به زبانى ساده ديدگاه آخوند در باب شكل حكومت در عصر غيبت توضيح داده شده است : « همهء حكومتهايى كه ما تا كنون داشتهايم ، غير
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 397
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص٣٩٧