است ؛ انقلابى كه يكى از پيامدهاى بىنظير و بديع آن ، علنى و مشخّص شدن اختلاف عقايد و آراى علما و مجتهدان شيعه بود . در جريان مشروطيّت به طور مشخّص در قبال چگونگى برخورد با اين پديدهء نوظهور ، علما و روحانيان شيعه ، آشكارا به دو گروه با عقايد ، ديدگاهها و مشى متفاوت تقسيم شدند ؛ مشروطهخواه و مشروعهخواه .
اين مسئله آن جا اهميت خود را نشان مىدهد كه تا آن مقطع از تاريخ تشيّع ، على رغم وجود اختلافات فقهى و فكرى در ميان روحانيان ، اين تفاوتها همواره و تنها در سطح حوزهها و مدارس علمى باقى مىماند و از محيط درس و بحث فراتر نمىرفت .
امّا جنبش مشروطهء ايران ، امكان علنى شدن اين تفاوتها و حتى تبديل آن به تقابلهاى سياسى - دينى را فراهم نمود . از يك سو ، گروهى از مجتهدان و مراجع بزرگ شيعه ، حكم بر وجوب هواخواهى و حمايت از مشروطه مىدادند و از سوى ديگر ، گروهى فتواى حرمت آن را صادر مىكردند . تفاوت ديدگاهها و اختلاف آراى اين دو گروه از علماى شيعه ، به قدرى عميق و مبنايى بود كه حتى امروزه نيز در محافل دينى - سياسى نشانههايى از تداوم و استمرار آن به چشم مىخورد . يكى از مشهورترين و در واقع اصلىترين رهبران روحانى مشروطهخواه ، آخوند ملا محمّد كاظم خراسانى است . تلاشها و مساعدتهاى اين مرجع عالى قدر شيعه ، تأثيرى انكارناپذير در به ثمر رسيدن انقلاب مشروطه داشت .
آخوند خراسانى كه پس از ميرزاى شيرازى بزرگ ، به مرجعيت تامّهء شيعيان جهان رسيده بود ، در حقيقت نظريهپردازِ نظريهء « مأخوذيت مشروطيّت از شريعت » بود .
نظريهاى كه خود به صراحت در تقريظش بر كتاب تنبيه الامّة ميرزاى نايينى بدان اشاره كرده است . در واقع ، اهميت او به عنوان نظريهپرداز بزرگ مشروطهء ايرانى - اسلامى است . چراكه علماى مشروعهخواه ، همواره مشروطه را به مثابهء يك پديدهء غربى و ضدّ دينى معرّفى مىكردند و اين تنها تلاشهاى امثال آخوند خراسانى بود كه توانست مبانى نظرى براى مشروطهاى بومىشده فراهم آورد . امّا على رغم اين اهميت و نقش آخوند ، متأسّفانه نسبت به جايگاه سياسى - دينى او ، تحقيق و پژوهش
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 388
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص٣٨٨