الأصول بحث شده و در فصل بعدى ، حاشيه نويسان بر كفاية الأصول معرّفى شدهاند .
در فصل بيست و هفتم ، شمارى از فتاوى آخوند نقل شده است كه نيازى به نقل آنها ديده نمىشود . در فصل بيست و هشتم ، به مدرسههاى مرحوم آخوند در نجف و مدارسى براى تدريس زبان فارسى در بغداد اشاره شده است . از اين فصل به بعد ، به فضايل اخلاقى و نيز شرح حال فرزندان آخوند اختصاص دارد . پايانبخش فصول كتاب ، گزارش خوابهايى است كه افراد مختلف قبل از فوت آخوند در بارهء مرگ وى ديدهاند . گويا اين موضوع در آن زمان از شيوع فراوانى برخوردار بود ؛ زيرا مرحوم سيّد حسن نجفى قوچانى نيز در كتاب حياة الاسلام ياد شده ، شمار قابل توجّهى از اين خوابها را نقل كرده است .
اين كتاب از چند جهت قابل تأمّل است :
1 . در آن پردههايى از انديشهء سياسى مرحوم آخوند ديده مىشود . با آن كه تحليل جامع و منظّمى از انديشهء سياسى وى ارائه نشده است امّا نقل پارهاى از رفتارهاى سياسى و نيز اطلاعيهها و سخنانى كه گردآورى شده است به خواننده كمك مىكند تا در بارهء انديشهء سياسى آخوند ذهنيتى به دست آورد .
2 . در آن ، گاه نقل قولهايى از اعضاى خانواده نقل شده است كه مىتوان آنها را اطلاعات دست اوّل و منحصر به فرد دانست و از اين نظر مفيد و ارزشمند هستند .
اطلاعات خانوادگى شخصيتها و افراد ، گاه در روشن كردن پارهاى از ابهامها در بارهء افراد كمك انكارناپذيرى دارند و از اين نظر بايد آنها را مغتنم شمرد .
3 . نسبت به آثار ديگر ، از فراگيرى بيشترى برخوردار است .
امّا كتاب با همهء اين امتيازاتش ، كاستىهاى جدّى دارد و اگر روزى بازنويسى شود زمينهء آن را دارد كه كتابى خواندنى و ارزشمند شود . كاستىهاى اين كتاب عبارتاند از :
1 . در بخش آراى فقهى مرحوم آخوند ، فتوايى آورده شده است كه نه با فتاوى ديگر فقيهان تفاوت دارند و نه در بارهء چيزهاى مهم و سرنوشتساز جامعه است .
فتاوى بسيار معمولى و غير مهم كه در هر رسالهء عمليه مىتوان آنها را ديد و خواند .
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 385
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص٣٨٥