جايگاههاى تدريس وى بوده است . در اين اثر ، بيش از سى صد تن از مشاهير شاگردان آخوند نام برده شده است كه اغلب شخصيتهاى سرشناس فقه ، اصول ، تفسير ، عرفان و فلسفه هستند و از جملهء آنها مىتوان اينها را نام برد كه به مقام مرجعيت و افتا و درس و نظريهپردازى رسيدند : ميرزا ابوالحسن مشكينى ، سيّد ابو الحسن اصفهانى ، سيّد ابو القاسم كاشانى ، سيّد محمّد تقى خوانسارى ، شيخ محمّد جواد بلاغى ، سيّد حسين بروجردى ، حاج آقا حسين قمى ، سيّد صدر الدين صدر ، ضياء الدين عراقى ، شيخ عبد الكريم حايرى ، سيّد عبد اللَّه بهبهانى ، سيّد عبد الهادى شيرازى ، محمّد على شاهآبادى ، سيّد محسن امين عاملى ، سيّد احمد خوانسارى ، محمّد حسين نائينى ، شيخ آقا بزرگ تهرانى ، و سيّد محمود شاهرودى .
نويسنده ، ادامهء بحث را در بخش سوم كتاب ، به انقلاب مشروطيّت كه آخوند از رهبران اثرگذار آن بوده ، كشانده و در مقدّمه ، وضعيت ايران و استبداد حاكمان را توضيح داده و از پنج عامل اساسى در انقلاب ياد شده نام برده است . و سير جريانات را شرح كرده و حاد شدن اوضاع به خاطر فعاليت اصلاحطلبان و مشروطه خواهان را ذكر نموده و از حضور فعّال روحانيان به نام مانند ميرزا حسين خليلى ، شيخ عبد اللَّه مازندرانى ، ميرزا حسين نائينى ، سيّد اسماعيل صدر ، و شيخ محمّد تقى شيرازى ، كه از علماى ايرانى مقيم نجف بودند ، ياد كرده كه انقلاب مشروطيّت را تأييد كردند و به وجود مجلس شورا تأكيد ورزيدند ، كه در رأس آنان ، ميرزا حسين خليلى و آخوند محمّد كاظم خراسانى جاى داشتند . در برابر اينها ، البته جبههء ديگرى از سيّد يزدى و دوستانش شكل گرفت كه نتوانستند چندان پيشرفتى داشته باشند . نويسنده از سيّد محمّد كاظم يزدى ، در اين اثر حرفهاى قابل تأمّلى زده و رويارويى او را با آزادىخواهان و مشروطهطلبان و حتى اقدام نكردن عليه روسها در اشغال شهر قزوين سخن گفته است . او گفته است كه سيّد يزدى از طرفداران استبداد بود و بر آن بود كه حكومت بايد فردى باشد و پارلمان منجر به فساد مىشود . در اين جبهه ، از
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 376
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص٣٧٦