حركت ضدّ شريعت مشروطيّت شمردهاند ، آورده و از آنها به مغالطه ياد كرده است .
وى گفتههاى آنان را اين گونه گزارش كرده است : اسلام ، كامل است و نيازى به قانون جديد نيست ؛ تصرّف در امور عامّه ، نياز به حكم شرع دارد و از اختصاص شريعت است ؛ اكثريت كه پارلمان بر آن مبتنى است ، خلاف شرع است ؛ قانون اساسى بر آزادى تأكيد دارد و اين شامل كتب ضلال هم مىشود . نويسنده پس از طرح اين اشكالات ، به آثارى پرداخته كه در زمينهء مشروطيّت تأليف شدهاند .
بخش بعدى كتاب ، با عنوان « حركت جهادى و پايان زندگى » ، به مجاهدت آخوند با روسها و تجاوزهاى آنان به ايران اختصاص دارد . انقلاب مشروطيّت در ايران باعث حسّاسيت روسها و فشار روزافزون آنها به ايران شد . روسها كوشيدند كه نگذارند پس از موفّقيت مشروطهخواهان ، ايران روى آرامش ببيند . و از جملهء فعاليتهاى روسها ، كوشش براى بازگرداندن شاه مخلوع به قدرت بود . دولت ايران براى سامان دادن اوضاع مالى ، از شوستر امريكايى استفاده مىكرد و اموال افرادى را كه به ناحق تصاحب كرده بودند ، به بيت المال بر مىگرداند . در بررسى اموال و سامان دادن به امور اقتصادى و مالى كشور ، نوبت به بررسى اموال شعاع السلطنه ، برادر شاه مخلوع رسيد . روسيه به بهانهء اين كه وى از اتباع روس است و نبايد به اموال او رسيدگى شود ، با حكومت ايران به مخاصمه پرداخت و كار به جايى رسيد كه آنان با همين بهانه ، قزاقهايى را به سمت قزوين گسيل داشتند ، و شهر را به اشغال خود در آوردند . اين خبر به علماى نجف رسيد ، علما در حالى كه بهتزده بودند ، در مدرسهء ميرزا حسين خليلى گرد آمدند ، و رايزنىهايى با همديگر صورت دادند ، و تلاش به عمل آمد تا اختلافهاى به وجود آمده بعد از نهضت مشروطيّت در ميان علما ، و صفبندى ميان آزادىخواهان و استبدادطلبان ، بر طرف گردد تا بتوانند يكپارچه عليه روسها اقدام كنند . هواداران آخوند كوشيدند تا نظر همهء علما از جمله سيّد كاظم يزدى را جلب نموده و سوء تفاهمها را بر طرف نمايند و به اين منظور قرارهاى
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 378
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص٣٧٨