فشارهايى كه بر او وارد آوردند تا او را به جنبش ملّى [ مشروطهخواهى ] ملحق كنند ، مقاومت كند . بنا بر اين ، اگر او فكر كند كه شركت در امور سياسى لازم است ، ممكن است بتواند با دامن زدن به انقلابهاى موجود در قفقاز ، گرفتارىهاى قابل ملاحظهاى براى دولت روس فراهم سازد » . « 1 »
نگرانىِ كارگزار روس ، بىمورد نبود ؛ زيرا اهميت حضور سيّد كاظم به اندازهاى بود كه روحانى بلندمرتبهاى مانند ميرزا محمّد تقى شيرازى ، بارها از او دعوت كرده بود تا براى « اتّفاق بر امر مشتركى كه موجب تأمين بلاد و قطع بهانه خارجه » مىشود به جمع مجاهدان بپيوندد . « 2 » بدين ترتيب ، مشخّص مىشود كه عدم تمايل سيّد كاظم در ابتداى امر براى شركت در حركت علما ، به دليل بدبينى و بيزارى او از مشروطهخواهان و نيّات و مقاصد آنها بوده باشد ؛ چراكه تقريباً تمامى همراهان آخوند را مشروطهخواهان عتبات تشكيل مىداد . امّا به تدريج با مشخّصتر شدن خطر هجوم خارجى به كشور ، سيّد كاظم نيز مجبور به همراهى با مشروطهطلبان شده بود . ولى مرگ نابههنگام و ناگهانى آخوند فرصت نداد تا به همگان نشان دهد كه همكارى و همگرايى اين دو مرجع مىتوانست چه خدمات ارزشمندى براى ايران داشته باشد . اگر چه با فوت آخوند ، يأس و نااميدى عميقى بر همراهان وى چيره شد ، ولى ديگر رهبران اين حركت ، مانند شيخ عبد اللَّه مازندرانى ، ميرزا مهدى آية اللَّهزاده خراسانى ، سيّد اسماعيل صدر و ميرزا محمّد تقى شيرازى ، تلاش كردند تا روحيهء از دست رفته را به مجاهدان باز گردانند . حتى ميرزا محمّد تقى شيرازى ، به پيشنهاد آية اللَّه محمّد حسين حائرى مازندرانى ، طى تلگرافى از سيّد كاظم دعوت كرد تا به اردوى مجاهدان در كاظمين بپيوندد . « 3 » اين بار نيز پذيرش اولتيماتوم از سوى دولت ايران و به دنبال آن متوقّف شدن حركت علما ، مانع از ادامهء همكارى سيّد كاظم
هامش
( 1 ) . تشيّع و مشروطيّت ، ص 116
( 2 ) . روزنامهء نجف ، ش 22 ( 22 ذى قعدهء 1328 ق )
( 3 ) . هجوم روس و اقدامات رؤساى دين براى حفظ ايران ، ص 111