نتيجه
آن چه گفته شد ، نمايانگر اين قاعدهء عمومى است كه تفاوت - و نه تقابل - ديدگاهها و برداشتهاى سياسى علما و مجتهدان ، امرى بديهى است . امّا حوادث انقلاب مشروطيّت ايران به روشنى نشان داد كه در « حوادث واقعه » « 1 » اين تفاوت بديهى مىتواند به تقابلى مخاطرهانگيز تبديل شود . به راستى وحدت رويّهء عالمان دينى در عصر مشروطيّت مىتوانست سرنوشت اين رويداد بزرگ تاريخى را به گونهاى ديگر رقم زند . همانگونه كه به اختصار اشاره شد ، به نظر مىرسد دليل اصلى اين تقابل آخوند و سيّد كاظم به نوع برداشت آنان از احكام دينى مربوط به امر حكومت در عصر غيبت بر مىگردد . در حالى كه سيّد كاظم ، همانند بسيارى از عالمان شيعه هم چنان معتقد به نظام سلطانى شيعى ( سلطان مسلمان ذى شوكت كه حافظ كيان جامعهء اسلامى و بيضهء اسلام باشد ) باقى ماند و در عصر مشروطه نيز به شدّت از آن دفاع نمود ، آخوند خراسانى خود نوعى از تفكّر سياسى شيعى را نظريهپردازى كرد كه پارلمانتاريسم را به رسميت مىشناخت و تفويض امر خطير حكومت به « جمهور مسلمين » را « ضرورى مذهب » اعلام مىكرد . « 2 » امّا حادثهء اولتيماتوم روسيه ، از سوى ديگر نشان داد كه حضور بيگانه ( كفّار ) در سرزمينهاى اسلامى و تجاوز نظامى آنها
هامش
( 1 ) . تعبير دينى رويدادهاى بزرگ و خطير تاريخى . در پارهاى احاديث ، از مؤمنان خواسته شده است كه در اينگونه رويدادها به علما و فقهاى زمان رجوع كنند . از جمله « و امّا الحوادث الواقعة فارجعوا فيها إلى رواة أحاديثنا »
( 2 ) . برگى از تاريخ معاصر : حياة الاسلام فى أحوال آية الملك العلّام ، ص 48 - 52 ؛ ظهير الدوله ، خاطرات و اسناد ، ص 9 - 387 ؛ تاريخ انقلاب مشروطيّت ايران ، ج 5 ، ص 1019 .
همانگونه كه پيش از اين نيز اشاره رفت ، بهترين تحقيقات و تحليلها پيرامون انديشهء سياسى آخوند را مىتوانيد در كتاب سياستنامهء خراسانى و مقالهء « انديشهء سياسى آخوند خراسانى » ، هر دو از محسن كديور ببينيد