با وجود آن كه احكام مغاير با شرع در لايحهء انجمنهاى ايالتى و ولايتى گنجانده شده بود ، والدتان چه اقدامى انجام دادند ؟
مرحوم پدرم جزو اوّلين علمايى بود كه از مفاد لايحه مطّلع شده بود . محمّد قريشى ، وكيل مشهد در مجلس ، به نزد مرحوم پدرم آمد و مسئله را اطلاع داد . مرحوم پدرم موضوع را به آقايان مشهد اطلاع دادند و براى تصميمگيرى ، آقايان علما را به تشكيل جلسهاى دعوت كرد . آقايان علماى مشهد به لحاظ زعامت و موقعيت مرحوم پدرم ، تصميم گرفتند اين جلسات در منزل ايشان تشكيل شود و چهار جلسه در منزل مرحوم پدرم برگزار شد . مرحوم آقاى ميلانى ، مرحوم حاج ميرزاحسين سبزوارى و مرحوم حاج آقاحسن قمى ، در حضور پدرم در اين جلسات بودند و هيچ كس ديگرى نبود . بعدها از مرحوم والد شنيدم كه ايشان در آخرين جلسه به آقايان فرمودند كه بنده تا آخر ، همراه آقايان در اين مسئله هستم ؛ امّا به سه شرط . اوّل اين كه هر اقدامى كه در خراسان انجام مىشود ، به اتّفاق نظر ما باشد . دوم اين كه ، مخالفت را با دولت قرار دهيد ، نه با شاه . چون اگر مخالفت با شاه باشد ، ديگر نمىتوان تغييراتى در مسائل داد و به نفوذ كلام روحانيت خدشه وارد مىشود . سوم ، آن قدر در تضعيف حكومت اقدام كنيد كه ايران در كام كمونيستها نيفتد . در آن جلسه ، يكى از آقايان خيلى با حرارت صحبت كرده و به نوعى موافقت نكرده بود . مرحوم پدرم هم گفته بود : شما تجربهء مرا نداريد و نمىدانيد كه مردم در تنگناها ما را رها مىكنند . مرحوم آقا ، پس از اين مسئله با حركت مبارزاتى مخالفت نكردند ، امّا سكوت كرده بودند .
مرحوم آية اللَّه خمينى هم در اين باره نامهاى به ايشان نوشتند و ايشان هم پاسخ دادند و اقدامات خود را در آن نامه بيان كردند كه من به شاه نامهاى نوشتهام و او را نصيحت كردم و دوم اين كه نامهاى به آقاى بهبهانى نوشتم و گفتم از سوى خودش و من به نزد شاه برود و بگويد ، مسير اين اقدامات به تضعيف او ( شاه ) و سلطنتاش مىانجامد .
رابطه مرحوم پدرتان با مرحوم آقاى حلبى چگونه بود ؟
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 320
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص٣٢٠