روى قلب او تدريجى بوده است . . . امّا چون اين قبيل اعمال غالباً پنهانى و به دست اشخاص بزرگ و هوشيارى صورت مىگيرد ، كمتر اتّفاق مىافتد كه عامل يا عاملان آن شناخته شوند » . « 1 »
نتيجه
از جمله شخصيتهاى شاخص مذهبى دورهء مشروطه ، آية اللَّه آخوند خراسانى ، حامى اصلى جريان مشروطيّت و مرجع تقليد بزرگ شيعى ، بوده است . بررسى زندگى آخوند خراسانى در مقام رهبرى مهم و برگزيدهء اين مقطع تاريخى ، نشان مىدهد كه وى حكومت مشروطه را براى حفظ اسلام ، تأمين رفاه و عدالت اجتماعى و نيز رفع ظلم ، بهتر از حكومت استبدادى مىدانست و به همين علّت و بر خلاف نظرياتى كه تأثير و فعاليت علما در پيروزى مشروطيّت را خيلى كمرنگ جلوه مىدهند ، وى و ساير رهبران بزرگ مذهبى با صدور فتوا ، اعلاميه ، حكم جهاد و در موارد لزوم آمادگى براى سفر به ايران ، از مشروطيّت حمايت جدّى كردهاند .
مىتوان علّت خيزش مشروطهخواهى علماى نجف را بدين ترتيب بيان كرد : سه مرجع بزرگ تقليد ، يعنى تهرانى ، خراسانى و مازندرانى ، خواهان خوشبختى و رفاه مردم مسلمان ايران بودند و رفاه و آسايش طبقهء متوسّط جامعه را سبب پيشرفت نفوذ علما و در نتيجه حفظ اهميت آداب و احكام مذهبى مىدانستند . همچنين در دورهء قاجار ، دادگرى وجود نداشت و زندگىمردم در دست قدرت نيرومندان بود و منافع مشروع حاميان اسلام ، يعنى بازرگانان ، كاسبان و صاحبان حرفهها ، تهديد مىشد . بنا بر اين ، علماى يادشده ، از نظر مذهبى ، در قبال حمايت و رهبرى اين جنبش ، كه هدفش از ميان برداشتن چنين رژيم ضدّ مردم و ضدّ اسلامى بود ، احساس مسئوليت كردند و به همين دليل پشتيبانى از انقلاب مشروطه را با جهاد در راه خدا به امر امام
هامش
( 1 ) . پاسدار اسلام ، ش 30 ، ص 65