علماى داخل كشور ، همانند آية اللَّه بهبهانى و طباطبايى ، همراه ساير مشروطهخواهان در مبارزه با استبداد فعاليت مىكردند و اشخاصى همچون آخوند خراسانى ، مازندرانى و تهرانى ، از مراجع بزرگ مقيم نجف ، با صدور اعلاميه ، فتوا و رهنمودهاى دينى و مذهبى ، پشتوانهء حركت مشروطه و عامل مهم ورود تودههاى مردم به صحنهء مبارزه و ايستادگى و پافشارى بر مواضع آن بودند .
در مجلس شوراى ملّى ، دو ديدگاه در بارهء تصويب قوانين وجود داشت . ديدگاه اوّل ، ديدگاه روحانيت بيدار شيعه بود كه در رأس آنها آخوند خراسانى از نجف و شهيد شيخ فضل اللَّه نورى از داخل قرار داشت . ديدگاه دوم را هم غربزدههايى چون تقىزاده بيان مىكردند . « آخوند ملا محمّد كاظم خراسانى ، حاجى شيخ عبد اللَّه مازندرانى و حاجى ميرزا حسين تهرانى . . . گاهى . . . در پاسخ پرسشهايى كه مىرفت ، انديشهء خود را باز نموده چنين مىگفتند : اكنون كه صاحب شريعت ( امام زمان - عج - ) و اجراى شريعت نمىشود و خواه ناخواه حكام جور ، چيره گرديدهاند ، بهتر است براى انجام وظيفه ، به منظور جلوگيرى از خودكامگى و ستمگرى ايشان ، قانون در ميان باشد و عقلاى ملّت و علما مجلس برپا كرده و در كارها شورى كنند » . « 1 »
بر اساس سخنرانىها ، بيانيهها و اطلاعيههاى آخوند خراسانى روشن مىشود كه هدف اساسى او و همكارانش نجات طبقات محروم اجتماعى از استضعاف ، اجراى قانون الهى در كشور و فراهم كردن زمينهء رشد و بالندگى انديشههاى اسلامى بود .
رسول جعفريان ، در بارهء جايگاه علما و روحانيت در مشروطيّت ، بيان كرده است :
« در هر صورت ، در صداقت علما در اقدامى كه به نفع مشروطه داشتند ، ترديد نمىتوان كرد ، گرچه هركدام بهخاطر جنبههاى مختلفى كه مشروطيّت داشت ، مواضع مختلفى گرفتند . يكى ، از زاويهء ضدّ ظلم بودن آن جانبدارى مىكرد و ديگرى ،
هامش
( 1 ) . انديشه ( فصلنامهء حوزهء علميهء مشهد ) ، ش 7 ، ص 111 و 112