تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
اين نظريه گرچه مىتواند شوق فيلسوفى را كه به تفاوت ميان مفهوم طبيعت و مفهوم وجود و مغايرت ما بإزاءهاى اين دو مفهوم التفات دارد ، توجيه كند ، امّا در تبيين و توجيه شوق انسان‌هاى عادى كه اين التفات را ندارند ، در مىماند ؛ زيرا انسان‌هاى عادى كه ميان محكىِ مفهوم نوشيدن آب كه همان طبيعت نوشيدن است و محكىِ مفهوم وجود نوشيدن آب ، تفاوتى نمىبينند و از مغايرت ما بإزاءهاى اين دو مفهوم ، آگاهى ندارند . همواره براى حكايت از وجودهاى خارجى نوشيدن ، از لفظى كه براى مفهوم طبيعت نوشيدن وضع شده است ، استفاده مىكنند ، نه از لفظى كه براى مفهوم وجود نوشيدن وضع شده است . بنا بر اين ، بسيار طبيعى به نظر مىرسد كه وقتى قرار است مفهومى در ذهن آنها موجود شود كه فانى در نوشيدن‌هاى خارجى باشد و خودش ديده نشود ، اين مفهوم همان مفهومى است كه براى حكايت از وجودهاى خارجى از آن استفاده مىشود . يعنى مفهوم طبيعت نوشيدن ، نه مفهوم وجود نوشيدن . نتيجهء اين سخن اين است كه شوق اين افراد ، به طبيعت نوشيدن تعلّق گرفته است . طبيعتى كه در ذهن موجود شده و به صورت مرآتى و فنايى لحاظ شده است و همين طبيعتِ ذهنىِ آينه‌وار ، نمايان‌گر وجودهاى خارجى نوشيدن است . به نظر مىرسد با كمى تصرّف در مدّعاى اين نظريه ، مىتوان به نظريهء جديدى رسيد كه در تبيين متعلّق شوق ، از نظريهء محقّق عراقى و نظريهء پنجم - كه به محقّق اصفهانى نسبت داده شده است - موفّق‌تر باشد . اين نظريه ميان دو نوع شوق تفاوت مىنهد . شوق فيلسوفى كه به مغايرت ميان ما بإزاءهاى مفهوم وجود نوشيدن و ما بإزاءهاى مفهوم طبيعت نوشيدن ، توجّه كامل و التفات تفصيلى دارد و شوق انسان‌هاى عادى و حتى فيلسوفانى كه بالفعل التفات تفصيلى به اين مغايرت ندارند . نتيجهء اين تفاوت نهادن اين است كه صاحب اين نظريه ، متعلّق قسم اوّل از شوق را مفهوم وجود نوشيدن مىداند كه فانى در ما بإزاءهاى واقعىاش است ؛ در حالى كه متعلّق قسم دوم از شوق را