تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
وقتى انسان تشنه مىشود ، شوق او به مفهوم ذهنى طبيعت نوشيدن آب تعلّق مىگيرد ؛ طبيعتى كه فانى در مصاديق آن است . يعنى مفهومى كه خودش ديده نمىشود ، بلكه فقط مصاديق آن ديده مىشوند . ولى در اين نظريه ، شوق به مفهوم وجود آن طبيعت تعلّق مىگيرد . بنا بر اين ، در مثال ياد شده ، شوق انسان به مفهوم وجود نوشيدن آب تعلّق مىگيرد . البته ، اين مفهوم نيز مانند مفهوم طبيعت نوشيدن به صورت فنايى و مرآتى لحاظ مىشود . يعنى خودش ديده نمىشود ؛ بلكه فقط مصاديق و ما بإزاءهاى آن ديده مىشوند . هر چند مفهوم وجود نوشيدن آب نيز مانند مفهوم طبيعت نوشيدن ، عارى از هر گونه مصلحت و فايده‌اى است ، ولى ما بإزاءها و مصاديق اين مفهوم - كه توجّه شخص مشتاق در هنگام تعلّق شوق ، تنها به آنها است - داراى مصلحت و فايده‌اند . بنا بر اين ، عارى بودن مفهوم وجود از مصلحت و فايده ، اشكالى را متوجه اين نظريه نمىكند . نقطهء قوّت اين نظريه كه سبب برترى آن بر نظريهء دوم ، يعنى نظريهء محقّق عراقى مىشود ، عدم ابتناى اين نظريه بر اصالة الماهيه است ؛ بلكه اگر نظريهء اصالة الماهية را بپذيريم و وجود را اعتبارى و غير اصيل بدانيم ، اين نظريه با اشكالى شبيه به اشكال دوم كه بر نظريهء محقّق عراقى وارد شد ، روبه‌رو مىشود . اين سخن به اين معناست كه صحّت اين نظريه ، بر پذيرش نظريهء اصالت وجود مبتنى است . بنا بر اين ، اگر كسى نظريهء اصالت ماهيت را بپذيرد ، همين نقطهء قوّت را به عنوان اشكال اين نظريه مطرح خواهد كرد . امّا با توجّه به اين امر كه بيشتر انديش‌مندان اسلامى اصالة الوجود را پذيرفته‌اند ، از اين ابتناء به نقطه قوّت اين نظريه تعبير شده است .

ايراد نظريهء پنجم

در اين ايراد با استفاده از تبيينى كه نظريهء چهارم براى متعلّق شوق ارائه كرد ، اثبات مىكنيم كه اين نظريه در تبيين شوق بسيارى از انسان‌ها ، ناكارآمد است .