5 . متعلّق شوق و اراده ، از منظر پارهاى از اصوليان ( آخوند خراسانى ، محقّق عراقى ، شهيد صدر و . . . ) « 1 » / على رضا محمّدى
چكيده
دانشوران علم اصول در مسئلهء معروف تعلّق امر به طبايع يا افراد ، به تبيين متعلّق شوق و اراده نيز پرداختهاند . معمولًا اين بحث در علم اصول اينگونه مطرح مىشود كه آيا اراده و شوق ، به طبيعت تعلّق مىگيرد يا به فرد ؟ البته ، تفسيرهاى متفاوتى از طبيعت و فرد و نسبت ميان آنها مطرح شده است . با اين كه مسئلهء ياد شده در اساس ، مسألهاى فلسفى است ، فيلسوفان مسلمان كمتر به آن پرداختهاند ؛ امّا اصوليان توجّه جدّى به آن داشته و ديدگاههاى جالب توجّه و متفاوتى در اين باره مطرح كردهاند . نوشتار حاضر ، نخست به گزارش و بررسى برخى از مهمترين ديدگاههاى اصوليان در اين باره مىپردازد و در نهايت ، ديدگاهى را در معرض نقد خوانندگان قرار مىدهد كه به نظر مىرسد بر ديگر نظريههاى مطرح شده در اين نوشتار برترى دارد . آراى آخوند خراسانى ، محقّق عراقى ، شهيد سيّد محمّد باقر صدر و دو تن ديگر از علما ، مورد بررسى قرار گرفته است .
كليدواژهها : شوق ، اراده ، متعلّق ، معروض ، وجود ، ايجاد ، طبيعت ، فرد .
مقدّمه
يكى از مباحث مطرح در علم اصول ، تعيين متعلّق امر است . براى مثال ، وقتى پدرى به فرزندش امر مىكند كه « درس بخوان » ، اين بحث اصولى مشخّص مىكند كه به
هامش
( 1 ) . نقد و نظر ، ش 55 ( پاييز 1388 ) ، ص 2 - 39 .