قوچانى معروف به آقا نجفى قوچانى ، كه از شاگردان بنام آخوند بوده است ، مىگويد :
در اين زمان كه 1325 ق ، بود ، هفت سال است كه در نجف مشغول تحصيل بودم ، تقريباً يك دوره و نصف به درس آخوند نشستم . « 1 »
البته پيش از تدوين كفايه هم ، شيوهء تدريس آخوند ، بسيار پسنديده و درس او در عين عمق و تحقيق ، سهل التناول بوده است . اين جا ، در پى بحث گسترده در اين زمينه نيستيم ؛ زيرا كه آن « آسوده شبى خواهد و خوش مهتابى » ، تنها به نقل برخى گفتههاى شاگردش مرحوم آقانجفى قوچانى در اين زمينه بسنده مىكنيم ، بدين اميد كه در راستاى تدريس بخصوص اصول ، الگو قرار گيرد .
آقا نجفى از حوزهء اصفهان ، به قصد زيارت به مشاهد مشرّفهء عراق مىرود ، و ماجراى اقامت خود را در آن جا ، چنين شرح مىدهد :
شب اوّل رفتم به درس آخوند ، محض سياحت و تماشا ، چون من تا همان شب ، قصد ماندن و درس خواندن نداشتم . وقتى كه به درس گوش دادم و آن بيان سِحروش را ديدم افسوس عمر گذشته را خوردم كه تا به حال درس نخواندم . و من مجذوب درس آخوند شدم . « 2 »
. . . آن وحشتى كه داشتم از بىخرجى بودن در اين وادى غير ذى زرع و فقد آشنايان پولدار ، بهكلى بر طرف شد و هر شبى كه به درس آخوند مىرفتم بر شوق و ذوق من به درس آخوند مىافزود ، تا بعد از دو هفته ، قلم و دوات و كاغذ مهيّا نمودم و عازم شدم بر ماندن و درس خواندن و نوشتن . و در يك پنجشنبه و جمعه نشستم و درسهاى دو هفته را در دو جزوه نوشتم كه مطلبى از من فوت نشده بود ، با آن كه همان طورى كه در اصفهان خواب ديده بودم ، آخوند ، بلكه كليهء نجفىها ، يك مرتبه تقرير مىكنند درس را و تقرير دوم ندارند . آقا سيّد محمّد باقر درچهاى ، سه مرتبه هر درسى را تقرير مىكرد ، باز شب در نوشتن فرو مىمانديم . ببين تفاوت ره از كجاست
هامش
( 1 ) . سياحت شرق ، ص 388 و 389 .
( 2 ) . همان ، ص 294 .