13 . فى المدح والذمّ فى الأفعال .
14 . فى الملازمة بين العقل والشرع .
15 . فى اجتماع الأمر والنهى .
[ 16 . فى العلم الاجمالى فى أطراف الشبهة غير المحصورة ] .
چنان كه ملاحظه مىكنيد ، از ميان اين فوائد ، فائدهء سوم و چهارم ، يعنى اخلال به ذكر اجل در متعه ، و صلح حقّ رجوع ، دو مسئلهء فقهى است و فائدهء دوم و سيزدهم ، يعنى ، اتّحاد طلب واراده ، و مدح و ذم افعال ، مباحثى است بيشتر « كلامى » و كمتر صبغهء « اصولى » دارد .
نگارنده ، به رغم تفحّص زياد ، جايى نيافت كه آخوند ، نام فوائد الأصول بر اين كتاب نهاده باشد . بله ، در برخى چاپهاى قديم آن ، چنين نامى ديده مىشود . بنا بر اين ، شايد از باب تغليب به فوائد الأصول موسوم و معروف شده است . مرحوم شيخ آقا بزرگ تهرانى رحمه الله هم ، از آن با عنوان الفوائد الأصوليه ياد كرده است . « 1 »
مؤلّف در كفايه از آن با عنوان فوائد ياد مىكند و بدان ارجاع مىدهد . از جمله آن جا كه مىگويد :
. . . وإن حقّقناه فى بعض فوائد إلّاأنّ . . . . « 2 »
اساساً برخى از مباحث كفايه عيناً مانند فوائد است و مؤلّف به هنگام نگارش كفايه برخى از مطالب آن را در كفايهاش نقل كرده است ، مانند بحث مشتق كه در هر دو كتاب ، تقريباً يكسان است .
پس از فوائد ، حاشيهاى بر بيع و خيارات مكاسب نگاشته است . در نهايت ، تحقيق ، كه در ماه محرّم سال 1319 ق ، از آن فراغت يافته و نخستين بار در همان سال ، در ايران ، چاپ سنگى شده و مجدداً هم همان چاپ ، افست شده است و اخيراً با تصحيح جناب
هامش
( 1 ) . الذريعة ، ج 16 ، ص 324 .
( 2 ) . كفاية الأصول ، ج 1 ، ص 95 ، نيز ر . ك : ج 1 ، ص 98 و ج 1 ، ص 148 .