هم چنان كه مفاد كريمه
وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها
آنست كه از نظر احاطه قيوميه حق سبحانه بر عالم از جمله و بر همه برگهاى درختان مانند نقطه فرضى و لحظهاى تحققپذير است ، تدريج در آنها خلف فرض است شكوفه درختان با سقوط برگها پيوسته يكسانند و همه سطح واحد ظهورى از علم است نه از طريق وجوداتها الادراكى .
صفات وجودى و كمالى ساحت ربوبى راجع به حقيقت هويت حقه كبريائى است ، زيرا ذات احديت او از نظر استقلال وجودى عالم بذات خود مىباشد .
ذات كبريائى كه مبدأ وجود همه موجودات است ، ناگزير او علم محض خواهد بود كه عالم بذات قدس ربوبى است و عالم بذات خود كه مبدء وجود و هستى موجودات است ، زيرا عالم بذات محض و نيز مبدء اشياء است ، چنانچه فرض شود كه بذات قدس خود عالم باشد لا محاله عالم به همه شئون و شعاعهاى وجودى خود خواهد بود و چنانچه عالم به همه اشراقات موجودات و يا به بعض نباشد عالم بذات قدس خود نيز نخواهد بود در نتيجه علم بذات ربوبى كه مبدأ اشياء بذات خود مىباشد ، لا محاله راضى بصدور اشياء و اشعهء خود خواهد بود ، از نظر اينكه پرتو و منبعث از ذات قدس ربوبى است ، زيرا محبت به شىء سبب محبّت بهر چه از او شرف صدور يافته نهايت و غايت و غرض و مراد از فيضان موجودات از ساحت كبريائى او ذات قدس ربوبى است نه غير خود كه پرتوى از اويند نتيجه آنست كه علم بذات و عين علم باشياء و نيز عين قدرت و آفرينش و ظهورى از عوالم امكانى در اثر انبعاث از حريم قدس عوالم امكانى از نورانيت بهرهمند شدهاند .
( و الحمد للَّه زنة عرشه )