تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
است كه شاهد در اثر رؤيت از آن جسم صورت علمى و شهودى آن را اخذ نموده است از اين نظر جهان طبع سر تا پا عالم ظلمت و تاريكى است و نورانيت ندارد جز به وسيله صورت كه شاهد از آنها صورت علمى اخذ نمايد به اين جهت عالم طبع جهان جهل و موت و ظلمانى است و افراد بشر نيز به قدر تعلق و علاقه قلبى بموجودات جهان طبع به همين قدر قلوب آنان ظلمانى و تيره خواهد بود . و اولين درجه از درجات بينهايت نور و شهود عبارت از قوه و نيروى احساس است كه از موجود خارجى صورت اخذ مىنمايد و مورد احساس او قرار ميگيرد و با نيروى حس متحد خواهد بود يعنى نيروى احساس بشر در اثر احاطه به موجود خارجى صورت آن را اخذ نمود جزء بينائى و يا شنوائى خواهد شد و قوام قوهء شنوائى و جزء بينائى به صورت آن در قوهء حس است . و درجهء ديگر از درجات نور و شهود قوهء خيال است كه انسان صورت موجود خارجى را در خاطر خود قرار ميدهد كه خصوصيات آن موجود را ضبط نموده و فقط جنبهء ماديت آن موجود خارج است و ساير خصوصيات و مشخصات آن را در نظر دارد . آن صورت خيال است كه با نيروى متخيله متحد خواهد بود يعنى صورت خيال عين قوهء متخيله است . بالاخره قوهء احساس به مجرد بينائى و يا شنوائى صورت مورد ادراك را از مادهء خارجى تجريد مىنمايد اما از آثار آنها محفوظ است و قوام احساس به همان صورت مجرد از ماديت است . و قوهء خيال تجريد آن قويتر از قوهء احساس است زيرا در ذهن و خاطر انسان صورت را حفظ مىنمايد و آنست كه در خارج موجود خارجى مورد بينائى و شنوائى قرار گرفته است ولى صورت آن موجود و مشخصات آن حاضر است نزد نيروى شاهد كه متخيل آن جسم بوده است . و بالاخره نيروى خيال قويتر است از نظر اينكه صورت آن جسم خارجى