و در آيه كريمه
جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ
تعبير بلفظ على نموده شاهد بر علو مقام و رفعت و اينكه شاهد و ناظر بر اعمال قلبى و جوارحى مردم خواهند بود و نتيجه تعليم و دعوت نيروى از برنامه مكتب قرآن است .
و از كلمه شهيد استفاده مىشود كه امام و هر يك از اوصياء عليهم السلام بمنزله قوه مدركه و قوه شهادت هر فردى از بشر و فرد مسلمان خواهند بود از نظر اينكه اوصياء ناظر بر مكتب قرآن بوده و برنامه آن را تنظيم و در اثر تعليمات آنان خواهند بود .
بدين جهت پيرو دستورات و بيان احكام اوصياء طاهرين هستند بر اين اساس شهيد و شاهد و ناظر بر هر فردى و حامل علم و احكام الهى مردم هستند .
بالاخره هر يك از اوصياء عليهم السلام بمنزله قوه علم و احاطه بر احكام و وظائف عموم بشر هستند يعنى قوه علم منفصل نسبت بهر يك از افراد مسلمان مىتوان تعبير كرد و يا شاهد و شهيد و ناظر و رهبر و معلم افراد مسلمان مىتوان تعبير نمود .
خلاصه صفت شهادت كه تعبير كلمه امت وسط و لازم آنست به لحاظ آنست كه سمت تعليم و تربيت و علم باصول توحيد و وظائف دينى اختصاص باوصياء طاهرين عليهم السلام دارد در اثر موهبت الهى بشر حى كه در باره علوم اوصياء رسول صلى اللَّه عليه و آله گذشت كه بواسطه و يا بوسائطى پيوسته ارتباط با تعليمات ربوبى دارند و از خصوصيات الهى و الهامات غيبى از طريق آيات قرآنى پيوسته بهرمند خواهند بود .
بالاخره صفت شهادت و وساطت بطور اطلاق آنان ذاتى و موهوبى و دائم و غير قابل تزلزل است مانند علوم بشر نيست كه هر لحظه قابل زوال باشد و نسبت بهر يك از افراد از مسلمان عقل منفصل و معلم مكتب قرآن هستند و نيروى سائق