آنها احاطهء شهودى دارد . بصيرت و احاطهء بر شئون موجودات و تشخصات آنها پرتوى از علم بسيط مجهول الكنه اوست .
و نيروى تعقل كه به ساحت قدس ربوبى نسبت دادهاند باطل است از نظر اينكه تعقل حد كمال علم و ادراك كامل بشرى است كه پس از تصور و تصديق به صورت قضيهء جزئيه در مىآيد .
اين حد علم امكانى است نه علم واحد حقيقى بسيط و همه موجودات از كليات و جزئيات آنها كه پيوسته متغيرند ، در حيطهء شهود كبريائى خواهند بود و از ازل بذات كبريائى خود و همچنين بر همهء موجودات احاطهء شهودى و علمى داشته است نه بطور انفعال و حصولى و يا ارتسامى بلكه از شئون علم بذات و حريم كبريائى خواهد بود . و لازم آن علم ازلى به موجودات امكانى است .
و قول باينكه علم حريم كبريائى از پرتو احاطه علمى به قضاياى جزئيه است لازم فاسد آن آنست كه علم حاصل از خارج و زائد بر ذات قدس ربوبى باشد و تعقل مرتبهء كمال ادراك است و اين قول منافى با صفات وجود واجب كه صفات او عين ذات خواهد بود .
خلاصه علم ساحت قدس كبريائى علم بسيط نهايت بساطت و ازلى است كه بر شئون نامتناهى و تشخصات موجودت و بر همه آنها احاطه داشته و دارد ، بدون اينكه زائد بر ذات قدس باشد .
بالاخره علم بذات قدس كبريائى و به وحدت حقيقى و بسيط آن عين علم و احاطه و قيوميت بر موجودات است .
( و الحمد للَّه زنة عرشه )
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 381
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٣٨١