تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
كه پس از تصور شىء و تصديق بصلاح آن انسان بر حسب طبع حالت اراده و خواستن در او حادث مىشود و لا محاله در موردى است كه ساير شرايط امكانى آن آماده باشد از اين نظر اراده كه لازم علم بصلاح است لا محاله مستلزم حركت جوارحى بوده و منتهى بصدور عمل و تحقق خواسته خواهد شد . و در مورد ساحت كبريائى نظر به اينكه فياض على الاطلاق است لازم اين صفت وجودى واجب الوجود آنست كه بطور وجوب فيوضات او نيز عوالم امكانى را فرا بگيرد و كمالات و صفات وجوبى او را صحنه عوالم امكان ارائه دهد ، يعنى عوالم امكانى نيز مظاهر نازلى از صفات كبريائى باشد . بعبارت ديگر نظر به اينكه ساحت قدس ربوبى علم بذات كبريائى دارد و نيز رضا و ابتهاج به ذات قدس ربوبى دارد لا محاله رضا به آثار و فيوضات خود نيز در عوالم امكانى خواهد داشت لازم علم بذات كبريائى و رضا بذات قدس لا محاله علم و رضا به آثار و افعال و افاضه بعالم امكانى خواهد بود و همچنان كه ذات قدس ربوبى قائم بذات كبريائى است لازم آنست كه نيز صفت قيوميت نسبت به آثار صفات و كمالات وجودى خود خواهد داشت و اراده افاضه به آثار در عوالم امكانى همانا افاضه وجود منبسط اطلاقى است بطور وجود كه عوالم را فرا گرفته است و وجود اطلاقى فيض وجود است كه از حريم كبريائى منبعث مىشود و نظر باينكه فيضى كه منبعث از حريم قدس است از موجود قائم بذات ازلى صادر شده است . لا محاله فيض منبعث از او نيز ابدى خواهد بود ، از نظر اينكه عوالم امكانى صفات كمال وجودى حريم كبريائى را بطور كامل ارائه ميدهد از جمله آنها حسن تدبير نظام امكانى است كه شاهد و طبق نظام صفات وجودى ربوبى خواهد بود و از جمله آنها فعل و اثر او بايد ابدى باشد و گر نه نقص و امكان در فعل و اثر قدس ربوبى خواهد بود .