قوله
: و الحدوا و شبهوا تعالى اللَّه عن ذلك
: كسانى كه ساحت قدس او را تشبيه به بشر نمودهاند از طريق خرد و توحيد منحرف گشته و به ضلالت افتادهاند و از مكتب توحيد و قرآن به كنار رفتهاند و او را تشبيه بخلق نموده و علم او را كيفيت و چگونگى دانسته و علم و قدرت او را زائد بر ذات كبريائى پنداشته صفات وجودى او را زائد و كيفيت و چگونگى گفتهاند و در اثر زائد بودن صفات بر ذات كبريائى لا محاله علم او مغاير با قدرت و هر يك از صفات وجودى او مغاير با صفات ديگر و نيز مغاير با ذات خواهد بود همچنان كه بشر چنين است ، ذات او مغاير با هر يك از صفات زائد و حقيقت او متعدد و كثرت از نظر ماهيت و مائيت است .
قوله
: يسمع بما يبصر و يبصر بما يسمع
: صفات كمال وجودى او عين ذات قدس اوست و صفات او متحد و عين ذات اويند كثرت صفات او سبب كثرت و تركيب ذات كبريائى او نخواهد بود ، زيرا صفات او عين ذات و عين صفات ديگر اوست بقدرت و علم حيات عين ذات قدس ربوبى است و علم او احاطهء به مسموعات و مبصرات دارد و قيوم آنهاست و از ازل عالم به مسموعات و مبصرات بوده بدون اينكه علم و احاطهء او از خارج و بطور انفعال و حصولى و يا ارتسامى و يا حلولى باشد بلكه بساطت محض است و در ازل بر همهء شئون و تشخصات موجودات احاطه بطور شهود و قيمومت داشته و دارد ، بلكه هر يك از صفات كبريائى او بقياس صفات ديگر متحدند يعنى قدرت او عين حيات و علم و احاطهء اوست و همه عين ذات كبريائى اويند .
قال
: قلت يزعمون انه بصير على ما يعقلونه قال فقال تعالى اللَّه انما يعقل ما كان بصفة المخلوق و ليس اللَّه كذلك
: گروهى چنين پندارند صفت علم ربوبى و بصر او راجع به علم او بمبصرات بر وجه