مثل و مانند ندارد از نظر اينكه ماهيت و حد و تركيب در او فرض ندارد و احدى الذات و الصفة است ، يعنى بسيط است و جزء و تركيب در او فرض ندارد و نيز احدى الصفة است يعنى همهء صفات او عين ذات و عين يك ديگرند و هرگز تغييرى نه در ذات و نه در صفات و كمال وجودى او نخواهد بود و قائم بذات و ازلى و ابدى است .
اجوف در اثر آنست كه وجود آن عاريتى است ، لا محاله توأم با امر عدمى خواهد بود ، همچنانكه بشر وجود او اجوف و عاريتى است و نفوس ناقصهء بشرى محتاج است در پيمودن طريقهء تكامل باينكه به بدن عنصرى تعلق بيابد و با آن متحد شود ، بدن است كه مورد تحول قرار ميگيرد و گر نه نفوس بشرى پيوسته هر لحظه بر وجود و قدرت او افزوده مىشود و بدين وسيله راه زندگى ابدى را خواهد پيمود .
قوله
: احدى المعنى ليس بمعانى كثيرة مختلفة
: در حريم كبريائى او نقص و ماهيت و حد نيست و او بسيط حقيقى و جهت در او نيست و صفات او واجب است و جزء و تركيب در ذات او راه ندارد . صمد صفت مشبهه صفت سلبى يعنى فاقد ماهيت و حد وجودى است بلكه نهايت بساطت وجودى است نه در عين و نه بر حسب تحليل عقلى و نه بر حسب ذهن و تحليل ذهنى داراى كثرت معانى نيست ولى هيچ يك سبب كثرت و تركيب ذات كبريائى او نخواهد بود بلكه صفات وجودى او عين ذات كبريائى او است و صفات او موجود بوجود واحد است و ذات او نيز عين صفات است .
علم و قدرت حيات او ذات كبريائى است و علم و عالم و حيات وحى بقياس كبريائى او يكى هستند و در اثر كثرت صفات وجودى او كثرت و تركيب در حريم قدس فرض ندارد زيرا هر يك از صفات او عين صفت ديگر و صفات او عين ذات اويند .