غيبى و انوار قاهره و عقول مدبره و نفوس كليه همه از مظاهر قهر حريم كبريائى هستند .
قوله عليه السلام
فكل محمول يحمله اللَّه بنوره و عظمته و قدرته
: نيروى وجود كه بموجودات از جمله بشر افاضه مىشود بر حسب اقتضاء مورد تأثير و آثارى خواهد داشت مثلا نور وجود و هستى به بشر افاضه مىشود لازم نور وجود منبعث از حريم قدس چنانست كه نيروى ادراكى و تعقلى است و به تبع نيروى درونى را بوسيله اشعهاى همه را فرا ميگيرد هر عضوى بر حسب اقتضاء خود استفاده نيرو مينمايد مثلا افاضه وجود و هستى هر لحظه به فرد عالم فقيه چنانست كه نيروى وجود عبارت از نيروى ادراكى و وجودى و احاطه بكليات عقلى و فقهى است .
بالاخره نور وجود كه بهر فردى از بشر هر لحظه افاضه مىشود عبارت از همه شئون فردى روانى و علمى و جوارحى و حركات ذاتى و جوهرى آن شخص را فرا ميگيرد بالاخره نيروى وجود بجعل بسيط بر حسب اقتضاء مورد همه شئون وجودى آن مورد را فرا خواهد گرفت و مراد از نور عقلى كه هر يك از نفوس بشرى همان فيض وجود است و بر حسب مورد افاضه نور عقلى كه هر يك از نفوس بشرى همان فيض وجود است و بر حسب مورد افاضه نور عقلى و ادراكى است كه حامل بالذات آن شخص است و به تبع بدن و اعضاء او را تدبير مينمايد كه هر عضوى به قدر اقتضاء از آن نيروى عقلى استفاده مىنمايد .
و ميتوان اين چنين تعبير كرد كه هر يك از نفوس بشرى كه هر لحظه وجود به او افاضه مىشود بر حسب اقتضاء مورد عبارت از نور وجود هستى و ادراكى و تعقلى است كه همه شئون آن فرد را فرا ميگيرد و هر يك از قواى روانى و حواس درونى و بيرونى و ظاهرى و هر يك از قواى بدنى درونى مانند نيروى ماسكه و دافعه و هاضمه از شئون آن نيرو است .