اداء وظيفه الهى برآيد فضيلت كسب نموده همه تفضل حق تعالى است كه او را شامل شده از نظر اينكه صلاحيت داشته و در مقام اطاعت برآمده و اين نعمتها همه امر وجودى و حسنه و خير است و اختصاص بساحت كبريائى دارد و از بشر تقصيرى در ترك نعمتى سر نزده و نعمتها را بمورد صرف نموده است .
بديهى است همه امر وجودى خير و حسن و نيكو و فعل و اثر مقام كبريائى است كه به بشر موهبت فرموده است بلى فقط قابليت و پذيرش از بشر بوده آن نيز ارجدارترين نعمت الهى است كه ريشه هر كمال و سعادت مىباشد و نيروى قبول و پذيرش و انقياد يگانه نعمت است .
قوله ( ع )
و انت اولى بسيئاتك منى .
بيان تهديد و اتمام حجت بر بشر است زيرا سيئه يعنى ترك وظيفه و تضييع نعمت آفريدگار به بشر ارتباط و اختصاص دارد و بساحت كبريائى استناد ندارد و سيئه عبارت از امر عدمى و شر است كه لازم ترك وظيفه و تضييع نعمتهاى آفريدگار است مثلا در اثر تمايل و هوسرانى فريضه وقت را ترك نموده و همه نعمتهاى را نيز بدين وسيله تضييع نموده و استناد ترك و شر و گناه به بشر دارد .
در نتيجه آنچه شر و امر عدمى و پليدى است استناد به بشر دارد و نتيجه آن نيز محروميت از فضيلت و تقصير در عبوديت و بالاخره بىبهره بودن از سعادت خواهد بود كه همه مستند به بشر است و ساحت كبريائى منزه از شر و پليدى است كه لازم امر عدمى و ترك وظيفه است و از ساحت آفريدگار جز امر وجودى كه خير است صادر نخواهد شد .
با توجه باينكه در حديث قدسى تعبير به كلمه اولى شده و بيان اينكه شايسته آنست كه گناهان و معاصى و رذائل خلقى فقط به بشر استناد داشته و ساحت آفريدگار را شايسته است از اين نقص تنزيه نمود و در صورتى كه شخص عاصى و متمرد و همچنين سلامت و اراده عصيان بشر هر يك نعمت الهى است كه آنها را تضييع نموده و هر يك