تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
و بالاخره مشيت بشر پرتو و ربط محض و ظهورى نازل از مشيت قاهره كبريائى است جمله ( يا ابن آدم بمشيئتى كنت انت الذى تشاء ) مبنى بر منت بر بشر است و آنچه از كمال و حركت و جهش دارد پرتوى از فيوضات پى در پى كبريائى است كه او را فرا گرفته است . و نيز مبنى بر عجز بشر است كه در آن موهبت ارجدار كه يگانه فضيلت و مزيت بشرى است هرگز در قبول آن اراده و قدرتى به كار نبرده و خواه ناخواه براى رفع احتياجات خود آن را پذيرفته و به كار خواهد برد و اراده و مشيت فعليت و محصول نيروهاى روانى است مانند خطور و تصور و تصديق و تصميم و قضاوت و داورى و ترجيح راجح و يا مرجوح فعل و يا ترك و محصول آنها همانا اراده بوده كه از فيوضات ربوبى است و چنانچه اراده نيز فعل نفسانى و روانى بود تسلسل و يا دور لازم مىآيد بلكه صفت نفسانى و از جمله مواهب الهى است مانند ساير مواهب .

قوله ( ع )

: و بقوتى اديت الى فرائضى . بيان و تفسير جمله متصله است باينكه قوا و نيروهاى بسيارى در انسان بوديعت نهاده شده مانند حيات و سلامت و نيروهاى روانى مدركه و قواى بدنى خارجى محركه كه بوسيله آنها بشر ميتواند در مقام اداء فرائض و انقياد بر آيد و همه قوا و نيروها امر وجودى و خير است و از جمله ودايع الهى معرفى مىشود از جمله مشيت و اراده كه محصول نيروهاى روانى مدركه و محركه خارجى است و نيز از جمله صفات روانى است كه بدنبال تصور نفع در روان پديد مىآيد و سبب تحريك و اقدام به عمل خواهد شد .

قوله ( ع )

و بنعمتى قويت على معصيتى . و نيز در اثر قوا و نيروهاى وجودى روانى الهى چه مدركه و خارجى محركه كه ذكر شد بشر ميتواند در مقام عصيان و تمرد برآيد و از وظيفه خود تمرد نمايد و وظيفه واجب را ترك نمايد كه امر عدمى است و خود را بىبهره از فضيلت نمايد