پاسخ آنست كه حق تعالى بهر يك از افراد بشر نيروهاى روانى و جوارحى موهبت فرموده به منظور آزمايش و اينكه هر يك در اثر به كار بردن نيروهاى نامبرده از جمله اختيار سيرت نورانى و يا ظلمانى خود را آشكار نمايد .
همچنانكه نظام تكليف اين چنين مقتضى است و نسبت بمطيع عمل خير و اطاعت او را خواسته و تقدير فرموده است كه بر اساس اختيار بجا آورد و اطاعت نمايد در نتيجه شخص مطيع نيز در اثر به كار بردن نيروهاى روانى و جوارحى سيرت نورانى خود را بظهور مىرساند ولى نسبت بعاصى و متمرد فقط از نظر آزمايش نيروهاى روانى و جوارحى و اختيار را به او موهبت و تقدير نموده ولى عصيان او را نخواسته بقرينه اينكه منع اكيد فرموده و عاصى را تهديد بعقوبت نموده است .
در اين صورت آفريدگار عمل شر و گناه را از عاصى از نظر آزمايش و اينكه نسبت باطاعت و عصيان بطور يكسان در اختيار عاصى باشد خواسته و در آن باره قضاوت فرموده و نيز تقدير فرموده كه عصيان خواهد نمود ولى عصيان را نخواسته و مبغوض آفريدگار مىباشد بقرينه اينكه از عصيان منع فرموده و عاصى را تهديد بعقوبت نموده است .
در نتيجه عمل صالح و خير و اطاعت شخص مطيع بالذات استناد بساحت كبريائى دارد كه در آن باره قضاوت و نيز تقدير فرموده و مطيع نيز همان وظيفه را با نيروهاى روانى و جوارحى وظيفه الهى خود را اجراء نموده است ولى نسبت به تمرد و عصيان شخص عاصى و متمرد كه با نيروها روانى و جوارحى قيام بتمرد و عصيان نموده بطور تبع استناد بساحت كبريائى خواهد داشت از نظر اينكه فقط از نظر آزمايش عاصى به او نيروهاى را موهبت فرموده كه با كمال اختيار و نسبت به اطاعت و عصيان يكسان باشد و غرض از موهبت نيروها نيز همان آزمايش است نه عصيان و عمل شر و گناه كه از عاصى صادر خواهد شد بلكه در باره عاصى كه آفريدگار علم و احاطه بعصيان و تمرد او داشته فقط از نظر آزمايش به او نيروهاى روانى
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 101
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص١٠١