قوله ( ع )
: و كذلك سميناه بصيرا لانه لا يخفى عليه ما يدرك بالابصار من لون او شخص او غير ذلك و لم نصفه ببصر لحظة العين :
از نظر اينكه قدرت قاهره احاطه علمى و شهود ذاتى ساحت كبريائى بر سائل مجهول بوده و اينكه صفات متعدد و مختلف سبب اختلاف و كثرت صفات مقام كبريائى خواهد بود .
امام عليه السّلام صفت بصير را بصفت نفى ضد تفسير فرمود باينكه هر آنچه بوسيله نيروى باصره ادراك و مورد شهود قرار ميگيرد از الوان و معرفت اشخاص بدون اينكه ساحت كبريائى نيروى و يا وسيلهاى به كار رود بر آنها احاطه علمى خواهد داشت .
بر حسب نظر دقيق ظاهر از صفت زائد بر ذات است همچنانكه صفات در باره بشر همه زايد خواهد بود مانند علم و قدرت و اعراض اين از نقص وجود است و در مورد صفات مقام كبريائى عين ذات است نه بصفت زائد مثلا عالم و قادر است بعلم و احاطه ذاتى ازلى نه زائد كه اكتسابى است و همه صفات كمال موجود بوجود واحد و عين ذات و ذات نيز عين صفات خواهد بود .
حقيقت علم ساحت كبريائى به موجودات امكانى واحد و عين علم بذات كبريائى است مانند صفت قدرت و اراده و خلق و آفرينش زيرا واجب الوجود از همه جهات ذات و صفات و فعل و آثار او واجب است و كثرت معلومات و مقدورات بطور اعتبار است زيرا اختلاف بر حسب معلومات خواهد بود بالاخره علم و قدرت واحد حقيقى است و معلومات و مقدورات متعدد باشد ضرر بوحدت حقيقى علم و قدرت ندارد خلاصه ساحت كبريائى علم به موجودات و آثار خود دارد به عين علم بذات قدس خود نه بعلم ديگر و آفريدگارى كه موجودات صحنهء امكانى را آفريده لا محاله بحقايق و صورتهاى خارجى و ذهنى آنها چه قبل از ايجاد آنها در ازل بصورتها العلمى و پس از ايجاد بوجوداتها العينى الخارجى احاطه علمى و قيوميه دارد و هرگز علم او استفاده از موجودى نخواهد بود .