تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
ذهنى خيالى و ساحت كبريائى اعزّ از آنست كه محدود بوجود ذهنى عاريتى باشد .

قوله ( ع )

: جل و عز عن اداة خلقه و سمات بريته و تعالى عن ذلك علوا كبيرا : موجود بحت بسيط قائم بذات هرگز محكوم بنيروى مخلوق خود نخواهد شد كه بدان وسيله مورد احاطه قرار بگيرد .

قوله ( ع )

: و لم نصفه بالسمع المعقول في الرأس : با اينكه ساحت كبريائى احاطه علمى و شهودى دارد بر شنيدنىها كه از مقوله عرض است هم‌چنين بر خاطرات ذهنى و بر معقولات و بر نيروى تصور و تصديق و آنچه مورد احاطه علمى و اعتقادى بشر قرار گيرد ساحت كبريائى بر همه آنها يكسان احاطه علمى و شهودى دارد بدون اينكه نيرواى مانند بشر به كار ببرد زيرا بشر براى استفاده از شنيدنىها بايد نيروى شنوائى را به كار ببرد و براى امور باطنى و ذهنى نيروى تصور و تصديق و عقيده را به كار ببرد و هر يك از اين نيروها مغاير با نيروى ديگر است . هم‌چنانكه حواس ظاهرى غير از حواس باطنى و درونى است و از هر يك نيز امرى مغاير با نيروهاى ديگر استفاده مىشود مثلا امور شنيدنى غير از امور ذهنى و فكرى و عقيدتى است و براى هر يك بشر بايد نيروى مخصوص به آن را به كار ببرد ولى ساحت كبريائى بر همه پديده‌ها از محسوسات خارجى و ذهنى و معقوله و فكريات همه يكسان احاطه علمى و شهودى دارد بدون اينكه وسيله‌اى به كار رود بلكه محسوسات و معقولات و فكريات بشر متفاوت و حقايق آنها مغاير يك ديگرند و طريق استفاده آنها نيز مباين يك ديگر است هرگز از جهتى از جهات احاطه علمى و شهودى مقام كبريائى را نبايد قياس به بشر نمود و ساحت آفريدگار از جهتى از آثار شباهت به بشر و غير بشر ندارد . اين اختلاف و تباين نيروها از ضعف روح و روان بشر است هم‌چنانكه بشر نيز پس از قطع علاقه تدبير روح از بدن عنصرى خود همه نيروهاى ظاهرى و باطنى