تمام اعضاء و جوارح حيوانات بزرگ در هر يك از آنها نهاده شده شاهد آنست كه خالق آنها لطيف و به همه رموز و مصالح احاطه دارد و آگاه است ولى ساحت كبريائى او منزه از عوارض و چگونگى است و كيفيات و چگونگى و عوارض دقيق مرموز متعلق به مخلوق و حيوانات و حشراتى است كه آفريده مقام كبريائى مىباشد .
و بعبارت ديگر لطيف صفت فعل كبريائى است كه در خلقت موجودات لطايفى مرموز به كار برده است ولى لطيف صفت ذات و وجود مخلوق نيز خواهد بود كه از لحاظ تناسب اعضاء و جوارح همه گونه لطايف به كار رفته است .
قوله ( ع )
: و كذلك سمينا ربنا قويا لا بقوة البطش المعروف من المخلوق و لو كانت قوته قوة البطش المعروف من المخلوق لوقع التشبه و لاحتمل الزيادة :
به همين قياس ساحت كبريائى خود را قوى و ذو البطش الشديد معرفى فرموده است و قوة همانا قدرت و نيروى مبدئيت للعمل و الاثر است ولى از جنس و نوع قوه و قدرت بشرى نيست كه ناشى از قوه و نيروى جسمانى و اعضاء و جوارح بشرى است كه محدود و با وسايل ميتوان قوه و قدرت را به كار برد و اثر ناچيزى بر آن مترتب شود بديهى است كه قوه و قدرت بشر محدود و متناهى و وابسته بامكانات خواهد بود و قابل زياده و نقيصه و زوال خواهد بود و موجود ناقص و قابل زياده و نقص وجود آن عاريتى و جسمانى خواهد بود .
ولى قدرت و مبدئيت ساحت كبريائى براى خلق نامتناهى وابسته بامكانات نخواهد بود و به مجرد علم بصلاح خواسته تحقق مىپذيرد بدون اينكه واسطهاى دخالت داشته باشد و اراده و صلاح و حكمت كه از مبادى افعال اختيارى بشر و اساس قدرت و فعليت بشر است نيز در اجراى قدرت كاملهء ساحت او به كار نرفته است .
با توجه باينكه خلق و پديد آوردن از كتم عدم كه افضل از فعل و اثر است اختصاص بساحت كبريائى دارد و قدرت حقيقى همين است .