و درونى و فكريات او واحد خواهد بود اين از نظر قوت و استقلال روح و روان بشر است كه در عالم ديگر كه علاقه تدبير روح از بدن قطع مىشود نياز به نيروهاى و حواس ظاهرى و درونى جزئى نخواهد داشت .
خلاصه احاطه آفريدگار بر شنيدنىها و بر افكار و منويات و اعتقادات بشر از طريق نيروهاى ظاهرى و باطنى مانند بشر نخواهد بود .
از جمله صفات ثبوتى مقام كبريائى احاطه علمى بر موجودات خارجى و بر اصوات و شنيدنىها و بر گفتارها است ولى بدون اينكه وسيلهاى به كار رود زيرا او خالق و محيط بر موجودات است و هرگز بر معلومات خود از خارج و از طريق وسيلهاى احاطه نخواهد يافت زيرا حصول و انفعال نقص است بلكه همه موجودات و ديدنىها و شنيدنىها از هر قبيل باشد ظهورى نازل از علم و احاطه شهودى مقام كبريائى است زيرا به كار بردن وسيله و يا آلت و نيرو براى احاطه علمى بموجودات و يا شنيدنيها از نقص و حاجت و تركيب و امكان است و ساحت كبريائى از نقص و امكان منزه خواهد بود .
از جمله صفات ثبوتى مقام كبريائى شهود و احاطه علمى بر موجودات و از لوازم علم فعلى است و بدون تماس با موجود خارجى مانند به كار بردن نيروى باصره تحقق مىپذيرد زيرا حاجت بوسيله از لوازم جسمانيت است كه با نيروى احساسى باصره و يا شنوائى و يا چشائى بر موجود خارجى احاطه بيابد مانند بشر و بطور حصولى و انفعالى است .
و بالاخره ساحت كبريائى براى ظهور صفات كبريائى هيچ وسيلهاى به كار نخواهد رفت بلكه همه صفات و آثار بىحد و بىنهايت و ابدى كبريائى آثار ذات و منبعث از مقام كبريائى بظهور ميرسد بدون اينكه اراده و يا حكمت و باصلاح و با حصول غرضى صورت بگيرد .
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 252
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٢٥٢