تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
و جوارح است و قابل شدت و ضعف و نقص و قوه محدود و متناهى خواهد بود . و هر يك از حالات نقص و لازم ماديت است و ساحت كبريائى از نقص و امكان و ماديت منزه است .

قوله ( ع )

: و ما كان ناقصا كان غير قديم و ما كان غير قديم كان عجزا : موجودى كه معرض تحول و شدت و ضعف و زياده و نقص قرار بگيرد آن حادث است و هر تحولى كه بر آن رخ دهد شاهد حدوث و تجدد امثال نور هستى است كه بر آن مىتابد و اساس نقص و عجز همين است از نظر اينكه وجود ثابتى ندارد قائم بذات خود نخواهد بود و موجودى كه حادث باشد معلول و عاجز و محكوم تدبير و تقدير ديگر است .

قوله ( ع )

: فربنا تبارك و تعالى لا شبه له و لا ضد و لا ند و لا كيف و لا نهاية و لا تبصار بصر : بيان نتيجه و بيان صفات كمال واجب و نيز ذكر صفات سلبى است كه ساحت كبريائى از نظر اينكه وجود حقيقى و بحت و بسيط است و قائم بذات خود مىباشد و حقيقت او بساطت است هرگز شبيه نخواهد داشت زيرا شباهت به لحاظ ذات و نوع مىباشد هم‌چنين ضد نخواهد داشت زيرا هر موجود مخلوق مخالف و ضد با خالق خود نخواهد بود و مقتضاى خالقيت و مخلوقيت تلازم وجودى است نه تضاد و هرگز مخلوق ضد با خالق نخواهد بود گذشته از اينكه امر وجودى است قابل اجتماع با موجود ضد ديگر نخواهد بود . و هم‌چنين ساحت كبريائى مثل و ند نخواهد داشت زيرا هر چه باشد مخلوق و حادث و متبدل است و ساحت كبريائى قديم و ازلى است . خلاصه ذات كبريائى كه خالق اشياء و موجودات و عوالم است لا محاله صفات كمال او واجب و عين ذات او خواهد بود بر اين اساس هرگز مخلوق نه در
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 249 | محمد حسينى همدانى نجفى