نيست بلكه از شئون علم و احاطه و قيوميت بر موجودات امكانى است باينكه همه موجودات مجرد و مادى امكانى يكسان در حيطه علمى و قدرتى آفريدگار هستند .
قوله ( ع )
: و كذلك سميناه بصيرا لانه لا يخفى عليه ما يدرك بالابصار من لدن او شخص او غير ذلك :
همچنين ساحت آفريدگار را بصير و عالم بر موجودات مجرد و مادى و جسمانى ميدانيم از نظر اينكه بر ساحت او هيچ چيز كه بهرهاى از وجود دارد پنهان نخواهد بود زيرا وجود هر موجود و پديدهاى عين ربط و ارتباط معنوى با ساحت فياض على الاطلاق است و احاطه مقام كبريائى موجودات بطور قيوميت است يعنى قوام هر موجودى در اثر ارتباط و تابش نور هستى است كه عين احاطه بموجود خارجى و يا عرضى و به موجود مجرد ناپيداست و صفت بصير را تفسير بصفت سلبى فرموده به منظور اينكه صفت زائد بر ذات نبوده و بطور بسيط است .
و نيز اشاره باينكه بصيرت كبريائى سنخ احاطه معنوى بطور قيوميت و رابطه معنوى و محتاج بوسيله ديدگان و لحظات ديده نخواهد بود و مشاهده بطريق ديدگان نقص امكانى و لازم ماديت است و ساحت كبريائى منزه از جسمانيت و نقص است .
قوله ( ع )
: و كذلك سميناه لطيفا لعلمه بالشىء اللطيف مثل البعوضة و اخفى من ذلك :
از جمله صفات فعل ساحت كبريائى صفت لطيف است كه موجودات و مخلوقات او لطائفى در آنها به كار رفته كه قابل ادراك و بينائى و حس نخواهد بود و در هر يك از جوارح موجودات ريز نيروهائى نهاده كه زياده بر تصور است بالاخره حشرات ريز و غير مرئى همه اعضاء و جوارحى كه حيوانات بزرگ دارند واجد هستند و مفاد لطيف همان صنع و خلق او بر اساس لطافت است زيرا هر عضوى كه باشد از طريق خلق و ايجاد است نه ضميمه از خارج و همچنين علم و احاطه دارد بر مخلوقات