و لطائفى كه در آنها به كار رفته است .
صفات سميع و بصير و لطيف از نظر مفاد آنها مختلفاند زيرا نيروى شنوائى با نيروى بينائى مبائن است و به لحاظ اينكه هر دو نيرو و هر دو صفت سميع و بصير مصداق علم و احاطه شهودى كبريائى كه ازلى است و قبل از نظام خلقت همه موجودات بىنهايت امكانى بصورها العلمى در پيشگاه مقام كبريائى حضور داشته و پس از گسترش نظام آفرينش همه موجودات بوجوداتها العينى الخارجى در پيشگاه ربوبى حاضرند نه بطور حصولى و انفعال و يا ارتسام كه نقص است .
بر اين اساس صفت سميع و بصير نيز ازلى است و ساحت كبريائى بر شنيدنى و ديدنىها از ازل احاطه علمى و شهودى داشته و دارد و صورتهاى علمى آنها در پيشگاه قدس حاضر بوده و هنگام نظام خلقت بوجوداتها الخارجى نيز احاطه قيوميه خواهد داشت .
قوله ( ع )
: و موضع النشوء منها :
هر يك از اعضاء و جوارح متناسب يك ديگر آفريده است و گفته شده كه مفاد آن است كه عضوى را متناسب قوه شامه آفريده است .
قوله ( ع )
: و العقل و الشهوة للفساد و الحدب على نسلها :
از جمله نيروى ادراك در هر جنبنده به قدر رفع حاجت آن نهاده كه به سود و زيان خود دست يابند و نيروى غريزه جنسى كه بدان وسيله بهم جنس خود تمايل نمايند و حس شناخت همجنس نر و ماده را در آنها نهاده كه بدان وسيله نوع و جنس آنها باقى بماند و نسل آنها از ميان نرود .
قوله ( ع )
و اقام بعضها على بعض و نقلها الطعام و الشراب الى اولادها في الجبال و المفاوز :
تمايل و نيروى غريزه جنسى در ريز و كلان جانوران نهاده كه به يكديگر تمايل