وجود و بسيط حقيقى است كه در مفاد صفت صمد ذكر شد و ضد آن صفت تركيب و تدخل و اجوف است كه مراتب بىنهايت دارد و هرگز مخلوق و آفريدهاى از تركيب بهر مرتبه از آن مصون نخواهد بود .
و مفاد اطلاق صفت سلبى
( و خالقنا لا مدخل للاشياء فيه )
آنست كه خلق و ايجاد او بطور اطلاق و لا من شىء است و هيچ شرط و شىء دخالت نخواهد داشت و از ذات قدس كبريائى منبعث مىشود و بطور ابداع محض است و هر چه را بيافريد بطور جعل بسيط مىآفريند و بالاخره خلق و آفرينش كبريائى هرگز من شىء نيست باينكه موجودى كه جسم نيست او را به صورت جسم بيافريند و يا مادهاى را صورت دهد .
بلكه خلق و ايجاد ساحت كبريائى بهترين صنع و آفرينش است و هرگز حاجت بوسيلهاى ندارد نه خلق كه مجرد اراده و كن ايجاد است و بدون مباشرت و يا حركت و يا استعمال آلات و ابزار و يا به كار بردن قوه و نيرواى بطور هدايت مىآفريند و حاجت بكمك و شريك ندارد و همچنين در جانب مصنوع و موضوع صناعت مانند ساختمان كه محتاج بمصالح دارد و يا صنعت نجارى كه وابسته به چوب و حاجت تخته دارد هر چه را بيافريند از هر جهت صنع و خلق ساحت كبريائى بدون وسيله و دخالت امرى خواسته تحقق مىيابد .
همچنانكه در روايتى امام عليه السّلام فرمود
( و ان كل صانع شىء فمن شىء صنع و اللَّه الخالق اللطيف الجليل خلق و صنع لا من شىء )
هر چه را بيافريند نه محتاج به سبب است و نه محتاج بامرى همچنانكه شكوفهها را بدون وسائلى در اندك زمانى به صورت ميوههاى گوارا و شاداب در مىآورد و نظر باينكه ساحت كبريائى خالق و آفريدگار موجودات است و صفات كمال او عين ذات و وحدت حقيقى در ذات و در صفات و افعال و آثار او فرمانروا است خلق و آثار او نيز بطور ابداع و لا من شىء خواهد بود .
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 131
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص١٣١