تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
ساحت كبريائى در صفات كمال هرگز شريك و نظير و مانند نخواهد داشت هم‌چنانكه وحدت او حقيقى و بحت و مشوب بكثرت به هيچ وجه نخواهد بود . و مانند واحدى نيست كه بر مخلوقات قدس و مجرد و مادى نيز اطلاق مىشود زيرا وحدت آنها ظلى است هم‌چنانكه وجود آنها ظل و رشحه‌اى است از مقام كبريائى و هر يك از موجودات كه از مقام قدس دور تر باشد ناقصتر و مشوب بكثرت بيشترى خواهد بود . از جمله بشر كه در اثر تركيب او از نيروى عاقله و تعلق به بدن عنصرى توأم با كثرت بسيار خواهد بود و وحدت او ناقص و وسائط بسيارى خواهد داشت از اين رو انسان كه مخلوق و مصنوع و تاليف شده از اجزاء مختلف و جواهر گوناگون بوده به لحاظ اجتماع آنها واحد است ولى به حقيقت و مسمى كبير است از اين رو وجود و صفات وجودى او ناقص و عاريتى و زائد بر ذات او خواهد بود . و مفاد خالق كه واحد حقيقى بحت است از هر جهت امتياز ذاتى و صفتى و آثارى از مخلوق دارد و مخلوق نيز هر چه بهره‌اى از وجود و كمالات وجودى دارد بطور عاريت و تجدد امثال و زايد بر ذات او است و اجوف و ميان تهى و له مدخل للاشياء فيه و هر چه دارد بطور عاريت و تدخل است . و ساحت كبريائى خالق است از نظر اينكه وجود او واجب و بحت و بسيط حقيقى است همه صفات كمال او ذاتى و عين ذات كبريائى او است از اين رو نيز آثار او كه عوالم امكانى را فرا گرفته وجود و افاضه بطور اطلاق است و مخلوق كه وجود آن محض ربط بمقام كبريائى است هرگز شباهت به خالق نخواهد داشت و جمله ( و خالقنا لا مدخل للاشياء فيه ) اطلاق است تنزيه مقام كبريائى از تدخل و تركيب بطور اطلاق است و تلويحا اينكه هر مخلوق محكوم به تدخل و تركيب خواهد بود . و تصريح بوحدت حقيقى و احديت كبريائى است زيرا وحدت حقيقى عين