باره اشاره نفرمود بلكه پاسخ سائل زنديق مبنى بر اعتراض بوده كه ساحت كبريائى در اثر رضا و سخط معرض عوارض قرار ميگيرد بدين جهت امام فرمود كه رضا و سخط مقام كبريائى عبارت از اجراى ثواب و اجر بر مطيع و يا اجراى عقوبت بر متمرد است و ساحت كبريائى منزه از عوارض نفسانى و روانى است .
و مفاد قول امام عليه السّلام
( لان المخلوق اجوف معتمل مركب للاشياء فيه مدخل )
آنست كه بشر مخلوق و آفريده و معرض حالات و تحولات قرار ميگيرد از نظر فقر و حاجت و امكان و اينكه آنچه در او بوديعت نهاده شده فقط قوه و استعداد بوده و امر عدمى و هرگز قائم به خود نخواهد بود پيوسته محتاج بموجودى است كه قائم به او باشد و مركب از صورت و ماده جسمانى است .
از اين نظر هر صورت و حالى كه بر او رخ دهد مىپذيرد و هر لحظه از حالى به حالت ديگر محكوم خواهد بود و نيز معتمل است از نظر اينكه اجوف و معرض تغيّر و اضطراب خاطر و اندوه و تأثر خاطر است و حركت او از قوه به فعل و مركب از ماده و صورت است .
قوله عليه السلام
: و خالقنا لا مدخل للاشياء فيه .
خالق و آفريدگار جهان محض و حقيقت وجود و صمد است و شائبه كثرت و نقص و امكان در او نخواهد بود احدى الذات و الصفة است و صفات كمال او عين ذات كبريائى او است و هرگز معرض عوارض قرار نخواهد گرفت او خالق بشر و عوارض و تحولات بشرى است و نفوس ناقصه بشر را هر لحظه بسوى كمال مناسب سوق ميدهد .
خلق و آفرينش صفت فعل كبريائى است و سبب امتياز ذات كبريائى از بشر و از مخلوقات است زيرا صفات ذاتى او عين ذات او است از اين رو شباهت به بشر نخواهد داشت و بشر نيز هرگز از هيچ جهت شباهت بساحت قدس او نخواهد