تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
بر روان وارد و عارض مىشود و هم‌چنين حالت سخط و غضب و خشم در اثر تصور و رويدادى بر نيروى روانى رخ ميدهد . و رضا حقيقت آن وجود ساحت كبريائى است و از جمله فعل و مظاهر امكانى او است مانند رضوان و جنت و بهشت از اين رو مظهرى از مظاهر رضا و خوشنودى ساحت كبريائى همانا ثواب و نعمتى است كه بر اهل ايمان موهبت مىنمايد ظهورى از رضا از فعل و عمل صالح اهل ايمان خواهد بود . هم‌چنين سخط و غضب مقام كبريائى اجراء عقوبت بر عاصى و متمرد است كه ظاهر و ظهورى از غضب مقام كبريائى است از نظر اينكه عصيان و تمرد و گناه را ساحت كبريائى در نظام وجود نخواسته و از آن نهى و منع اكيد فرموده است ولى از نظر اينكه شخص عاصى و متمرد مورد آزمايش دقيق قرار گيرد وجود معصيت را در نظام وجود بطور تبعى و بالعرض خواسته كه بدين وسيله عاصى مورد آزمايش قرار گيرد و هر چه را بخواهد انجام دهد بتواند . ولى از نظر اينكه رضا و خوشنودى و هم‌چنين حالت سخط و غضب از حالات روانى و تحولات بشرى است و از عوارض بشمار مىآيد بدين جهت ساحت قدس ربوبى از آن منزه و مبرى است بلكه رضا و خوشنودى كبريائى ظهورى از آن ثواب و اجر و پاداشى است كه باهل ايمان موهبت ميفرمايد و از آن صفت فعل تعبير مىشود . بالاخره مرتبه كامل و تام از رضاى ساحت كبريائى ذات كبريائى است و مرتبه نازل از آن رضا و خوشنودى از آثار كبريائى است مانند رسولال و اولياء و بهشت و مرتبه نازل‌تر همانا ثواب و اجرى است كه باهل ايمان موهبت فرمايد در برابر ايمان و عمل صالح آنان كه ظهورى از مظاهر امكانى كبريائى در نظام وجود خواهد بود و از آن تعبير بصفت فعل مىشود مقابل رضاى مقام كبريائى از ذات كبريائى و كمالات ذاتى و وجودى كه رضاى ذاتى و ازلى و ابدى است . ولى اين مرتبه از رضاى حقيقى ذاتى هرگز مطرح سؤال نبوده كه امام عليه السّلام در آن