اينكه صلاح خود را در آن چند لحظه اجراء فرمان روح خود ميداند .
در حقيقت طيران و جهش انسان همان قضاوت و داورى در باره حركات اختيار فاعل مختار است و فعل اختيارى تحقق آن سيرت روان در خارج است زيرا هنگام اشتغال به عمل نيز همان حكم و قضاوت را در باره خود نافذ ميداند بتكرار اراده و استقامت در تحصيل خواسته خود و هنگام اشتغال به عمل جز اجراى فرمان روان منظورى ندارد و نمىفهمد .
قوله ( ع ) : او يخلى بينه و بين ارادته :
نيروى عصمت و تقوى و خويشتندارى از گناه چنانچه نتواند در باره مقدرات انسان قضاوت نمايد و او را باز دارد از خطر معصيت و غضب ساحت كبريائى از نظر اينكه شهوت و ميل به گناه به حد افراط رسيده نظرى بصلاح و خطر خود نمىنمايد ناگزير مقدرات و سعادت هميشگى خود را فداى خواسته و لذت چند لحظه مينمايد از خود و صلاح خود صرف نظر نموده فقط زمام اختيار را به نيروى شهوت و تمايل سپرده كه نيروى سركشى است بر خود مسلط نموده و در روان خود آن را پرورانيده است و تقويت نموده ديگر نميتواند آن را كنترل و مهار نمايد زيرا در حقيقت صورت فعلى روان خود قرار داده است .
قوله ( ع ) فيزني فيسمى زانيا :
پس از اجراء حكم در باره خود و انجام عمل خواسته بصفت گناهكار و زانى و شرابخوار خوانده و شناخته مىشود زيرا در باره سيرت خود حكمى نموده و بر آن ثبات و استقامت داشته و آن را لازم الاجراء در باره خود دانسته و همچنين تا آخرين لحظات عمل نيز بر آن عقيده و حكم استقامت نموده آنچه حكم نموده در باره خود بموقع اجراء گذارده است حقيقت و سيرت روان خود را بظهور رسانده و خود
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 353
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٣٥٣