است و چنانچه بفرض فعل صادر از فاعل بدون اختيار مقدر بود لا محاله آن چنان تحقق مىيافت .
خلاصه بر حسب نظام آزمايش صدور فعل با قيد اختيار از فاعل صادر مىشود و در غير اين صورت بايد با قيد اختيار از فاعل فعل صادر شود و اراده فاعل نيز در طول اراده كبريائى خواهد بود و ظرف خارج زمينه تحقق آنچه در دفتر تكوين مقدر شده است باينكه وجود پرتو افكند و فاعل و فعل را با تشخصات آن از جمله اراده فاعل مختار است فرا بگيرد و به مباشرت اعضاء فاعل مختار آن فعل صادر شود .
بعبارت ديگر آنچه مورد مشيت كبريائى قرار گرفته صدور فعل با لوازم تشخص آن از فاعل با قيد اختيار است هم چنان كه مقتضاى نظام امتحان و آزمايش چنين است . در اين صورت هنگام اقدام به عمل با قيد اختيار خواهد بود زيرا تحقق فعل با لوازم تشخص طبق آنچه مقدر بوده و مورد اراده كبريائى قرار گرفته است .
و تعلق اراده پروردگار به مطلق فعل از فاعل بدون قيد اراده نخواهد بود زيرا بر خلاف نظام امتحان و آزمايش است بلكه به فعل خاص و تشخصات آن از فاعل مخصوص در حال اختيار مورد اراده پروردگار قرار گرفته است در اين صورت بايد با قيد اختيار فعل از فاعل صادر شود .
بديهى است اراده فاعل معلول و محصول اراده قاهره كبريائى است و در طول آن خواهد بود بفرض كه اراده كبريائى به مطلق فعل بدون قيد اراده فاعل تعلق گرفته باشد محال است زيرا هنگام صدور فعل به اختيار قيد شده و نه عدم اختيار و موجود مبهم و بدون تشخص در نظام خارج تحقق پذير نخواهد بود .
بر اين اساس آنچه مقدر شده با صدور فعل خاص از فاعل با قيد اختيار بوده و يا با قيد عدم اختيار خواهد بود در اين صورت آنچه مقدر و مورد اراده قاهره قرار گرفته تحقق خواهد يافت زيرا هر دو صورت مشخص است و ابهام ندارد .
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 355
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٣٥٥