و داورى در باره خير و صلاح خود و اينكه عمل مورد نظر را بسنجد و ضرر و سود آن را در نظر بگيرد و سپس در آن باره تصميم اتخاذ نموده قضاوت نمايد .
2 - نيروى اختيار عبارت از داورى در باره بر گزيدن ذات و شخصيت خود در اثر اقدام به عمل مورد نظر و يا امتناع از آنست .
3 - انسان فقط در اثر افعال اختيارى خود ميتواند حقيقت و سيرت خود را بيابد و سير تكاملى بشر بر اساس افعال اختيارى است و اساس فعل نيز بر نيروى قضاوت و داورى بر صلاح و خير بودن عمل و يا ترك آن عمل است .
4 - اختيار برگزيدن خير و صلاح بر حسب نظر و حالت روحى و روانى فاعل مختار است كه در آن هنگام كدام يك از فعل صالح و يا ترك طالح را مثلا برگزيند و چگونگى حالت روانى او با كدام يك سازش دارد حالت قضاوت و اظهار نظر و رأى براى عمل و يا ترك آن حالتى است كه مدار سعادت و شقاوت خود را بر آن بخواست خود پايهگذارى مىنمايد .
5 - در فعل اختيارى فقط حكم و داورى و فرمان روحى اساس عمل جوارحى خواهد بود بدون اينكه صلاح و فساد واقعى را در نظر داشته باشد .
6 - زيرا نظر صلاح و فساد و بررسى اساس حكم و داورى است نه اساس عمل جوارحى اختيارى و هنگام اشتغال به عمل كه حكم بصلاح آن صادر شده هرگز توجه بفساد آن نخواهد داشت بلكه آنچه در روان فاعل مختار نفوذ دارد و حكومت مينمايد و بر جوارح حاكم و فرمانروا است همان حكم و داورى است كه ذات و سيرت خود را اظهار مينمايد .
7 - از اين نظر براى فعل اختيارى بشر اهميت بسزائى داده شده و روح و حيات انسان و جهش و حركت و تكامل انسان بر اساس افعال اختيارى او است زيرا هنگام اشتغال به عمل نظر به چيزى نخواهد داشت جز اينكه حكم و فرمان كه در باره خود قضاوت نموده بموقع اجراء گذارد و نظرى بصلاح خود ندارد از نظر
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 352
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٣٥٢