شاهد آنست كه از ذات او منبعث شده فيض و رحمت و افاضه وجود بر ممكنات هميشه و صفت دائم او بوده است و اختصاص به اين موجودات خاصه نداشته و نخواهد داشت زيرا آفريدگار موجود حقيقى و قائم بذات خود بوده است كه فناء و زوال پذير نخواهد بود و آثار او عالم امكان را فرا گرفته است .
قوله عليه السلام : و باشباههم على ان لا شبه له :
و از اينكه مخلوقات به يكديگر شباهت دارند شاهد آنست كه همه موجودات ماهيت و حدود داشتهاند و موجوداتى كه ماهيت داشته باشند افرادى ممكن است در اثر وجود علت پديد بيايد و منحصر بفردى نخواهد بود و از لحاظ ماهيت محدود افرادى از آن ماهيت بوجود بيايد كه همه مثل يك ديگرند و فردى كه از آن ماهيت بوجود آمده لا محاله علت مخصوص داشته و بدون علت خارجى هرگز موجود محدود بوجود نخواهد آمد بالاخره محتاج بوجود علتى است كه قائم بذات باشد و گر نه دور و يا تسلسل لازم مىآيد .
و گفته شده كه مراد امام عليه السلام آنست كه هر يك از موجودات و مخلوقات او محتاج به علت و مؤثر و خالق بوده است و چون ساحت كبريائى و جود او واجب و بىنياز از خالق و قائم بذات است بدين جهت امتياز ذاتى دارد از مخلوقات خود كه همه آنها محتاج به خالق و آفريدگار هستند شاهد آنست كه خالق آنها بىنياز و قائم بذات خود مىباشد و ازلى و ابدى است .
قوله عليه السلام : المستشهد بآياته على قدرته :
از جمله مخلوقات ايجاد جهان طبع و كرات بيكران و بىشمار و كوهها و نباتات و حيوانات و عقول و نفوس بىشمار بشرى است و شاهد بر قدرت بىحد و بىنهايت او است و بديهى است هر چه مخلوق و آثار وجودى بيشتر و مرموزتر و دقيقتر و عالىتر باشد شاهد بر قدرت بىنهايت خواهد بود و زياده بر آثار
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 159
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص١٥٩